تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
آيهء
« فَكُلُوا مِنْها »
؛ « از آن بخوريد » استدلال نموده است كه امر حقيقت در وجوب است . و ديگر اينكه به فرمايش امام صادق ( عليه السّلام ) تمسّك جسته است كه امام ( عليه السّلام ) فرموده است : « هنگامى كه ذبح نمودى و يا نحر كردى ، پس خود بخور و به ديگران نيز اطعام كن ، چنانچه خداوند فرموده است ، پس از آن بخوريد و به فقير قانع و اعتراض‌گر « 1 » إطعام كنيد » . انتخاب ما نيز همين قول به وجوب مىباشد . فايده : نكته قابل توجّه امم گذشته ( پيش از شريعت اسلام ) از خوردن قربانيهاى خود خوددارى مىكردند . خداوند اين محروميّت را از ملّت اسلامى برداشته و دستور به خوردن آنها را صادر فرموده است . 2 - جوهرى گفته است : « قانع » از باب « قنع يقنع قناعة فهو قانع » است . « قانع كسى است كه از آنچه دارد و به آنچه به او مىدهند ، راضى و قانع است . سؤال و تقاضاى اضافى ندارد بعضىها گفته‌اند از باب « قنع » ( بفتح نون ) ؛ « يقنع قنوعا » به معناى خضوع و فروتنى است . « قانع » كسى است كه با فروتنى ، تقاضا و سؤال مىكند .
« وَ الْمُعْتَرَّ »
: « معترّ » كسى است كه تقاضا و سؤال مىنمايد و بنابر قول دوّم كسى است كه به آنچه به او مىدهند اعتراض مىنمايد . از روايات هر دو قول مذكور ، استفاده مىشود . اگر كسى ايراد نمايد كه در سابق فرمود :
« الْبائِسَ الْفَقِيرَ »
؛ « فقير بينوا اطعام كنيد » و در اين آيه مىفرمايد : به فقير « قانع و معترّ » اطعام كنيد ؟ پاسخ اشكال اين است كه هر دو آيه منافاتى با هم ندارند ، چه آنكه هر دو صفت ممكن است در يك نفر جمع شود ، مثلا فقير بينوايى باشد كه تقاضا نمايد و يا تقاضا نكند . تقسيم گوشت قربانى : از ظاهر روايات و فتاواى فقهاء استفاده مىشود كه قربانى به سه قسمت تقسيم مىشود ، منتهى بعضى گفته‌اند تقسيم مزبور واجب است و بعضىها گفته‌اند مستحبّ
هامش
( 1 ) . « قانع » فقيرى است كه اگر چيزى به او بدهند قناعت ورزد و « فقير معترّ » كسى است كه راضى نمىشود و اعتراض مىنمايد .
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 353 | المقداد السيوري / بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي