نشده است كه شروع مجدّد سعى و مروه مستحبّ بوده باشد ، بلكه اگر شوطى ، از روى سهو اضافه شود ، مستحبّ است كه آن را به دو هفت تا ، تكميل نمايد .
بنابراين ، مقصود از جملهء مذكور اين است كه بعد از انجام واجب از باب « تبرّع » حجّ و عمره را انجام بدهد . يا منظور آنست كه بر كوه صفا بالا برود و توقّف بر آن را طول بدهد .
در روايتى آمده است توقّف بر كوه صفا به اندازهاى كه سورهء بقره را با ترتيل بتوان تلاوت كرد ، مستحبّ است . « 1 » و در روايت ديگرى مىخوانيم : « توقّف بر كوه صفا باعث بىنيازى و ثروت انسان مىشود » .
بعضىها گفتهاند جملهء
« وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً »
بر اطلاق خود باقى است و شامل هر كارى كه باعث نزديك شدن به خداوند شود ، عائد مىگردد
« فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ »
؛ يعنى :
« خداوند جزا و پاداش شكر را با دوچندان نمودن ثواب آن ، عنايت مىفرمايد و به حد و اندازهء پاداشى كه بايد داده شود ، آگاه است .
* * *
[ 116 ] آيهء هشتم :
« وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ ، لَكُمْ فِيها خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها صَوافَّ فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ كَذلِكَ سَخَّرْناها لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ كَذلِكَ سَخَّرَها لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى ما هَداكُمْ وَ بَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ »
؛
« و أشتران چاق و فربه را براى شما از شعائر الهى قرار داديم ، در آنها براى شما خير و بركت است . نام خدا را هنگام نحر آن در حالى كه به صف ايستادهاند ، ببريد ، هنگامى كه پهلويشان آرام گرفت ( و جان دادند ) ، از گوشت آنها بخوريد و مستمندان قانع و فقيران نيازمند را نيز از آن إطعام كنيد . اين گونه ما آنها را مسخّرتان ساختيم ، تا شكر خدا را به جا آوريد . هرگز نه گوشتها و نه خونهاى آنها ، به خدا مىرسد و آنچه به او مىرسد ، تقوا و پرهيزگارى شما است . اين گونه خداوند آنها را مسخّر شما ساخته است تا او را به خاطر هدايتتان بزرگ بشمريد و بشارت ده نيكوكاران را » .
« بدن » بر وزن « قدس » است و مفرد آن « بدنه » بر وزن « عجله » به معناى شتر بزرگ و چاق و گوشتدار است و به خاطر قرينه فعل محذوف است : « جعلنا البدن ، جعلناها لكم » كه « بدن » مفعول « جعلنا » مىباشد .
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 4 ، ص 431 .