تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
« مرو » سنگ سفيد و برّاقى است كه آتش از آن جرقّه مىزند و مفرد آن « مروة » است و هر دو واژه فعلا نام براى دو تپّهء مشهورى است كه در مكّه نزديك خانهء خدا واقع شده‌اند . « شعاير » جمع « شعيره » به معناى علامت است . « شعاير اللّه » علامت‌هايى است كه انسان را به ياد خدا مىافكند . « جناح » : به معناى گناه و از مادهء « جنوح » به معناى انصراف از مقصد آمده است « يطّوّف » در اصل « يتطوّف » بوده است كه « تاء » در « طاء » ادغام شده است و
« أَنْ يَطَّوَّفَ »
از مادهء « طاف » نيز قرائت شده است . تعبير « فلا جناح » ؛ گناهى بر شما نيست » ، به اين لحاظ است كه مسلمين در آغاز اسلام فكر مىكردند كه سعى بين صفا و مروه ، گناه است ، براى اينكه حكايت شده بود كه « إساف » و « نائله » در كعبه زنا كردند و هر دو مسخ شدند و به صورت سنگ درآمدند و براى عبرت ديگران اساف را روى كوه « صفا » و نائله را روى كوه « مروه » قرار دادند و در طى ساليان دراز مردم خيال مىكردند كه طواف و سعى بين صفا و مروه براى تعظيم و احترام دو بت ( إساف و نائله ) مىباشد از آنرو به هنگام « سعى » به عنوان تبرّك اين دو بت را با دست خود ، مسح مىنمودند و مسلمانان فكر مىكردند كه سعى گناه مىباشد . اسلام ظهور كرد و بت‌ها را در هم شكست و آيهء مذكور نازل شد و به مسلمانان اعلام نمود كه سعى بين صفا و مروه از شعائر الهى است . نه بت‌پرستى يا احترام به إساف و نائله دو بت نامدار تاريخ .
« وَ مَنْ تَطَوَّعَ »
: « تطوّع » به معناى تبرّع و عمل نيك يعنى اطاعت خدا است و از باب « طاع يطوع طوعا » مىباشد و حمزه و كسائى « يطّوّع » با « يا » و تشديد « طاء » و سكون « عين » قرائت نموده‌اند . و بقيهء قاريان با « تاء » و فتح « عين » ( فعل ماضى ) قرائت نموده‌اند و بنابر قرائت اوّل ، فعل مضارع مىباشد و به وسيلهء أدات شرط « إن » مجزوم شده است .

احكام سعى و صفا :

هنگامى كه آيات مربوط به طواف ، نماز ، سعى بين صفا و مروه را شناختى در اينجا چند حكم را ذكر مىكنيم .
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 349 | المقداد السيوري / بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي