تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
اوّل : از امام باقر ( عليه السّلام ) نقل شده است و ابن عبّاس و گروهى ديگر نيز گفته‌اند : كه مقصود از « إفاضه » كوچ كردن از عرفات است و دستور آيه مربوط به قريش و هم‌پيمانان آنان است . آنها خود را « حمس » ( بر وزن خمس ) ، كسى كه در دين خود پابرجاست ، مىخواندند و در عرفات با ساير اعراب وقوف نمىكردند و در مشعر وقوف مىكردند و امتيازات نادرستى براى خود قائل بودند و مىگفتند ما نبايد در مراسم حجّ به عرفات برويم ، زيرا عرفات از حرم مكّه ، بيرون است و ما اهل حرم هستيم در حالى كه مىدانستند كه « وقوف به عرفات » جزو مراسم حجّ ابراهيمى » است . خداوند روى اين امتيازات خط بطلان كشيد و دستور داد همه با هم در عرفات وقوف كنند و از آنجا همگى به سوى مشعر الحرام ، و از آنجا به سوى منى كوچ نمايند . بعضىها گفته‌اند منظور از « ناس » حضرت ابراهيم ( عليه السّلام ) است ؛ يعنى : كوچ كنيد از عرفات ، چنانچه ابراهيم ( عليه السّلام ) چنين مىكرد همان‌طورى كه از ابراهيم ( ع ) به « امّت » تعبير شده است ، و چنانچه در آيهء
« الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ
« 1 »
»
؛ « كسانى كه ناس به آن‌ها مىگفت . . . » كه منظور از « ناس » نعيم بن مسعود است . يا مراد از « ناس » در آيهء مورد بحث ابراهيم و دو فرزندش ( اسحق و اسمعيل ) مىباشند . بنابراين قول ، دستور به « وقوف در عرفات » در اين آيه صريح‌تر از دستور در آيهء اوّل مىباشد . دوّم : از امام صادق ( عليه السّلام ) روايت شده است كه فرمود : منظور ، كوچ كردن از مشعر است و آقاى جبايى همين قول را اختيار نموده است و به نظر ما قوى به نظر مىرسد ، به دليل اينكه « إفاضه از عرفات » را در آيه قبل بيان فرمود و افاضهء مذكور بايد غير از افاضهء اوّل بوده باشد ، براى اينكه با تعدّد موضوع ، إفاده بيشتر خواهد شد و نيز كلمهء « ثمّ » مهلت و ترتيب را مىرساند ، بنابراين
« ثُمَّ أَفِيضُوا . . . »
بر « اذكروا » عطف مىباشد ؛ يعنى : در تمام مدّتى كه در مشعر وقوف مىنماييد ، مشغول ياد خدا باشيد و بعد از إتمام وقت ، به سوى منى كوچ نماييد » . بنابر قول دوّم منظور از « النّاس » يا گروه قريش است كه آنان فقط در مشعر وقوف مىكردند ، يا ابراهيم ( عليه السّلام ) است و يا حضرت آدم ( عليه السّلام ) تا بفهماند كه حجّ از سنّت‌هاى قديمى است و بدين لحاظ ، « أفاض النّاس » با كسر سين ، كه در اصل « أفاض النّاس » بوده است « ناسى به معناى آدم ( عليه السّلام ) » به‌طور شاذّ و نادر قرائت شده است از قبيل آيهء
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيه 172 .