عذاب آتش نگاهدار . آنان نصيب و بهرهاى از كسب خود دارند و خداوند سريع الحساب است » .
ذكر آيه مذكور از لحاظ نظم كتاب نيكو است و حسن و نيكى ديگرى كه دارد اين است كه بعد از انجام طواف و سعى و وقوف و قربانى و رمى جمرات و غير ذالك ، جملهء
« مَناسِكَكُمْ »
جمع مضاف است كه إفادهء عموم را دارد و شامل همهء اعمال و عبادتهاى حجّ را مىشود . زيبايى و جلوهء خاصى دارد و رعايت حسن و نيكى اوّل ( نظم در كلام ، همانند درّ در اعناق دختران مىباشد ) .
فوايدى چند :
1 - تكرار ذكر : نظر بر اينكه عنايات و توجّهات الهى نسبت به بندگانش ، بيش از تصوّر ، پايدار ، بادوام و شديد مىباشد ، لذا آنچه كه به صلاح آنها است ، انجام مىدهد ؛ منتهى گاهى مصلحت و حكمت الهى ، إقتضا مىنمايد كه عمل از ناحيهء خداوند انجام شود و گاهى اقتضاى حكمت آنست كه بندگان به انجام عملى ، ترغيب و بر اقدام آن ، راهنمايى شوند . لذا در آيات مذكور ، پنج بار به ياد خدا ، دستور داده شده است كه در زمانهاى ارزشمند و مكانهاى مقدّس ، در ضمن عبادات ، ياد خدا را انجام بدهند و اين دستورات نشانهء توجّه و عنايت خاصّ و اكيد به بندگان خويش است . و گرنه ذات اقدس حق ، نيازى به يادآورى نداشته و نه سود و بهرهاى عايد او مىگردد و نه ضررى از او دفع مىگردد .
2 - ذكر قلبى : مقصود از « ذكر خدا » ذكر زبانى و گاهى ذكر قلبى است ؛ منتهى مقصود اصلى « ذكر قلبى » مىباشد و ذكر زبانى همان عامل ذكر قلبى و باعث توجّه قلب به خداوند است ، چه آنكه قلب و دل انسان ، غالبا گرفتار مشغلههاى بدنى و مصروف موانع طبيعى مىباشند ، يعنى قلب انسانى مشكل است به ياد خدا منحصر شود و از اين رو به تكرار ذكرها و تسبيحات و تحميدات « سبحان اللّه ، و الحمد للّه » دستور داده شده است كه قلب و دل متوجّه خدا بشود و آنچه سازندگى دارد ، توجّه دل و جان است به خداوند ، نه لقلقهء زبان .
3 - ذكر دائم : نبايد توهّم شود كه با تمام شدن مناسك حجّ ، ذكر خدا نيز به آخر مىرسد و منقطع مىگردد . به كلام ديگر ممكن است كسى ايراد نمايد كه در آيات مذكور دستور به « ذكر خدا » به انجام مناسك حجّ مربوط شده است و مفهوم