قول آن دو را گفته است و در قول ديگرش گفته است . هيچ چيزى بر او واجب نمىباشد . مالك نظرش اين است : اگر به عرفات برنگردد ، حجّش باطل مىشود » مگر آنكه پيش از صبح برگردد .
2 - « عرفات » نام منطقهاى است كه به « عرفات » ( جمع عرفه ) نامگذارى شده است ، مانند « اذرعات و قنسّرين » كه هر دو به صورت جمع ، نامهايى براى دو موضع هستند . و اندازه و حدود عرفات از اراك ( نام منطقهى در مكّه ) تا ذى المجاز تاثويّه و عرنت مىباشد .
چرا عرفات ؟ در نامگذارى اين سرزمين به عرفات اسباب و عوامل مختلفى ذكر شده است :
اوّل : هنگامى كه پيك وحى خداوند ( جبرئيل ) مناسك حج را در آنجا به ابراهيم ( عليه السّلام ) نشان داد ، ابراهيم مىفرمود : « عرفت ، عرفت » ؛ « شناختم ، شناختم » ، لذا آنجا را عرفات گفتند .
دوّم : آدم و حوّا ( عليهما السّلام ) در آنجا به هم رسيدند و همديگر را شناختند .
سوّم : حضرت ابراهيم ( عليه السّلام ) بعد از توصيف ، آن را « عرفات » معرّفى نمود .
چهارم : حضرت ابراهيم ( عليه السّلام ) در شب هشتم ذى حجّه ذبح فرزندش را در خواب ديد و روز هشتم در تمام روز انديشيد كه آيا دستور خدا است يا نه ؟ لذا روز هشتم به نام « ترويه » نامگذارى شد . شب نهم خوابيد و در خواب موضوع ذبح فرزندش را دوباره ديد و بامداد متوجّه شد كه دستور قطعى الهى است .
پنجم : حضرت آدم ( عليه السّلام ) در آنجا به گناه خود ، اعتراف نمود و آن را شناخت .
3 -
« فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ »
؛ « خدا را در نزد مشعر الحرام ياد كنيد » . از جمله مذكور استفاده مىشود ( همانطورى كه علماى شيعه مىگويند ولى علماى اهل سنّت مخالف هستند ) كه « وقوف در مشعر » واجب است ، چه آنكه ياد خدا نزد مشعر ، مأمور به مىباشد و از لازمهء امر اين است كه در مشعر وقوف داشته باشد ، يكى از اركان حج « وقوف در مشعر » است . اگر كسى وقوف در عرفات و مشعر را بهطور سهوى ، ترك نمايد . حجّش باطل مىشود ، البتّه اگر يكى از آنها ترك و ديگرى را انجام دهد ، حجّ وى باطل نمىگردد .