مخالف آيه اين است كه : « اگر انجام مناسك حج در كار نباشد ، از ذكر خدا هم خبرى نيست ذكر خدا در صورتى است كه اعمال حج انجام پذيرد » .
در پاسخ مىگوييم چنين توهّمى بىاساس است و مفهوم مخالف ، اصلا اعتبارى ندارد ، بنابراين ذكر خدا بايد هميشگى و در همهء احوال بوده باشد و نبايد از آن غفلت شود . تعليق مذكور به اين خاطر است كه عربها برحسب عادت رسم غلطى داشتند ؛ يعنى : بعد از انجام مناسك حجّ اجتماع مىكردند و افتخارات نياكان خود را برمىشمردند و از ايّام گذشتهء آنان و جود و بخشش و كرامت آنان ، ياد مىكردند و آيهء مورد بحث نازل شد و به آنان دستور داد كه به جاى اين كار نادرست ، ذكر خدا گويند و از نعمتهاى بىدريغ الهى ، ياد كنند و ياد افتخارات آباء و نياكان بر حال آنان سودى ندارد و تنها ذكر خدا است كه در همه حال مفيد مىباشد .
« ذكر خدا » در اينجا به ذكر و يادآورى پدران ، تشبيه شده است . در تشبيه ، بايد مشبّهبه از لحاظ وجه شبه قوىتر باشد ، در حالى كه ذكر و ياد خدا بايد بيشتر باشد .
انگيزهء تشبيه آن است كه طبق جريان و رسم و عادت جاهلانه ، اكثر مردم بيشترين اوقات به ذكر آباء و نياكان خود مىپرداختند و خيلى كم و در زمان اندكى ياد خدا مىكردند و از ياد آباء و نياكان هرگز ، غفلت نمىكردند ، بدين لحاظ ذكر پدر مشبّهبه قرار گرفته و دستور داده شده است كه همانند پدران خود و بلكه بيشتر ، به ياد خدا باشند .
« أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً »
نظر بر اينكه به ياد خدا بودن مراتب مختلفى دارد ، بعضىها دائما ياد خدايند و حتّى به اندازهء يك چشم به هم زدن از ياد او ، غافل نيستند و بعضىها در حالتى هستند كه ياد پروردگار در ذهن آنها خطورى ندارد و ما بين اين دو حالت ، مراتب متعدّدى قابل تصوّر است ، لذا خداوند به گونهء تشكيكآميز خطاب نموده است :
« أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً »
؛ « ذكر خدا گوييد همانگونه كه پدرانتان را ياد مىكرديد و يا بيشتر از آن مقدار ، ياد خدا مىكنند و گروهى از مردم خواصّ ، بيشتر از آن مقدار به ياد پروردگار خود مىباشند .
4 - انواع يادكنندگان : خداوند يادكنندگان پروردگار را به دو گروه تقسيم نموده است : اوّل : كسانى كه هدفشان از ياد پروردگار ، اغراض مادّى و دنيوى مىباشد ، از قبيل مال و منال و رياست و حشم و خدم و غير ذالك و در عالم پس از مرگ حظّ و بهرهاى ندارند . مفعول