چند حكم شرعى :
در اينجا چند حكم شرعى و مسئلهء فرعى وجود دارد كه بازگو مىكنيم :
1 - در حال حجّ كسب روزى ، گناه نيست و اشكالى ندارد و به وسيلهء تجارت و يا كارهاى هنرى يا به عنوان اجرت و غير ذالك بدست آوردن روزى ، نه مانع عقلى دارد و نه مانع شرعى . مردمى از عرب در ايّام حجّ تجارت را گناه مىدانستند و هنگامى كه روز دهم فرا مىرسيد ، از خريد و فروش خوددارى مىنمودند و بازارى برپا نمىشد و كسى كه براى تجارت بيرون مىرفت او را « داج » يعنى كارگر ، نام مىنهادند و مىگفتند چنين افرادى حاجّ نيستند بلكه « داج » هستند . خداوند اين انديشهء غلط را از آنها برداشت و فرمود : گناهى در كار نيست كه از خدا روزى طلب كنيد .
جابر از امام باقر ( عليه السّلام ) روايت نمود كه در معناى « فضل » يعنى از پروردگارتان طلب آمرزش نماييد . ( ولى به اعتقاد ما منعى ندارد فضل الهى ، امر مادى يا امر معنوى دارا بوده باشد ) .
2 -
« فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ »
؛ « افاضه » به معناى دفع كردن زياد است كه از « افضت الماء » ؛ « آب را زياد ريختى » اخذ شده است . در جملهء مذكور مفعول حذف شده است كه در اصل چنين بوده است . « افضتم انفسكم » ؛ « خود را از عرفات كوچ داديد . . » .
از جملهء مذكور استفاده مىشود كه يكى از واجبات حجّ توقّف ، در عرفات است ، چه آنكه از لازمهء كوچ دادن « توقّف » است و در اين مسئله هيچ خلافى وجود ندارد ، به دليل فرمايش رسول خدا ( ص ) كه فرمود : « حجّ در واقع « عرفه » « 1 » مىباشد . وقوف در عرفات از اركان حجّ به حساب مىآيد و با ترك عمدى آن ، حجّ باطل مىشود .
و زمان وجوب آن از زوال خورشيد روز نهم تا غروب آن روز مىباشد و البته براى كسى كه در حال اختيار باشد و براى كسى كه در حال اضطرار و ناچارى است ، از زوال ( ظهر ) روز نهم تا طلوع صبح روز دهم مىباشد .
دو فايده و دو مسئله : 1 - اگر كسى پيش از غروب آفتاب از عرفات كوچ نمايد و برنگردد ، حجّش صحيح است ، منتهى يك شتر بر او واجب مىشود . ابو حنيفه و احمد گفتهاند حجّش صحيح است و ذبح قربانى بر او واجب مىباشد . شافعى در يكى از دو قولش همان
هامش
( 1 ) . السّراج المنير ، ج 2 ، ص 236 .