تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
و امّا حديث مذكور با سخنان مذكور ما منافاتى ندارد . براى اينكه حديث مذكور دو چيز ( رفث و فسوق ) را نفى نموده و منافاتى با گفتار ما ندارد ، يعنى اثبات شىء ، نفى ما عداء نخواهد نمود . 4 -
« وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ »
، « آنچه را از كارهاى خير انجام مىدهيد ، خدا مىداند » . به دنبال نهى و منع از انجام فسوق و غير ذالك از شرور ، جمله مذكور ، براى اين است كه اوّلا : مردم را به انجام كار نيك تشويق نمايد تا به جاى كار بد ، كارهاى نيك انجام دهند . و به جاى مذكور اگر « و ما تفعلوا من شىء » مىفرمود : شامل خير و شرّ مىگرديد ؛ يعنى : « هر آنچه انجام دهيد خداوند مىداند » . زيرا مقصود خبر دادن از علم خدا نيست بلكه منظور اين است كه مردم را به انجام كار نيك تشويق نمايد ، لذا
« مِنْ خَيْرٍ »
فرمود : و ثانيا : آدم عاقل از جملهء مذكور مىتواند بفهمد كه خداوند به شرّ و خير علم دارد ؛ چه آنكه علم داشتن به آن دو ، مساوى است . 5 -
« وَ تَزَوَّدُوا »
، « زاد و توشه أخذ كنيد » ؛ يعنى : عمل صالح داشته باشيد . بعضىها گفته‌اند گروهى از مردم يمن ، بدون زاد و توشه ، آهنگ حج نمودند و مىگفتند : ما به خدا توكّل مىنماييم و خانه خدا را زيارت مىكنيم ، آيا به ما طعام نمىدهند ؟ و سربار مردم بودند . اين آيه نازل شد كه بايد زاد و توشه ، فراهم نماييد . مؤيّد قول اوّل ( منظور از زاد و توشه ، عمل صالح است ) ، جمله
« فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى »
، « بهترين زاد و توشه ، تقوى است » ؛ و مؤيّد قول دوّم : سبب نزول آيه است . * * *

[ 111 ] آيهء سوّم :

« لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ وَ اذْكُرُوهُ كَما هَداكُمْ وَ إِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ
« 1 »
»
؛ « گناهى بر شما نيست كه از فضل پروردگارتان ( و از منافع اقتصادى در ايّام حجّ ) طلب كنيد ( كه يكى از منافع حج پىريزى يك اقتصاد صحيح و سالم اسلامى است ) و هنگامى كه از « عرفات » كوچ كرديد ، خدا را نزد مشعر الحرام ياد كنيد . آرى او را ياد كنيد ، همان‌طور كه او شما را هدايت نمود و قطعا شما پيش از اين ، از گمراهان بوديد » .
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 198 .
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 337 | المقداد السيوري / بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي