محلّ مىشدم ، و لكن من قربانى همراه خود آوردهام و هر كسى كه قربانى همراه خود آورده است ، نبايد محلّ شود تا قربانى به محلّش برسد . عمر بن خطّاب از روى انكار گفت : آيا ما حاجيان از مكّه به سوى عرفات بيرون رويم ، در حالى كه حاجى باشيم و بر سرمان روغن ماليده باشيم ؟ فرمود : تو هرگز به گفتهء جبرئيل كه برايتان گفتم ، ايمان نخواهى آورد .
در روايت ديگرى آمده است عمر در جواب گفت : آيا محلّ شويم و با زنها جماع نماييم در حالى كه تو ژوليده و گردآلود هستى ؟
راوى مىگويد : سراقة بن مالك بن جشعم كنانى بپاخاست گفت : يا رسول اللّه احكام دين ما را به ما تعليم دادى . پس گويا امروز سرهاى ما تراشيده است ( يعنى سرها را مىتراشيم و محلّ مىشويم . آيا اينكه به ما دستور محل شدن دادى ، مخصوص امسال است و يا در سالهاى آينده نيز حكم همين حكم است ؟ رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود : اين حكم تا ابد ادامه دارد و انگشتان دستهايش را لاى هم قرار داد و فرمود : عمره را داخل در حجّ نمودم تا روز قيامت . « 1 » اين ماجرا در سال حجّة الوداع اتّفاق افتاد و رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) به رحمت خدا رفت و هيچ كس حق ندارد حكمى را كه در عهد رسول خدا ثابت شده است ، نسخ نمايد و ادّعاى نسخ باطل است . در آن هنگام على ( عليه السّلام ) به يمن رفته بود تا خمس و جزيه از اهل يمن بگيرد و در همين وقت وارد مكّه شد و نزد رسول خدا ( ص ) آمد و بعد نزد فاطمه زهرا ( عليها السّلام ) آمد ، در حالى كه فاطمه محلّ شده بود . بوى خوشى از فاطمه سلام اللّه عليها استشمام مىشد و مشاهده نمود كه جامه رنگينى در بردارد .
سئوال كرد : يا فاطمه ! اين چيست ؟ فاطمه به اين امر فرمود : « رسول خدا ( ص ) به اين دستور داده است . على ( ع ) آمد نزد رسول خدا ، گفت : يا رسول اللّه ! فاطمه را ديدم كه محلّ شده است و لباس رنگين به تن نموده است . فرمود : من مردم را به اين امر دستور دادهام و فرمود : يا على ! به چه چيز محرم شدهاى ؟ گفت : يا رسول اللّه ، احرام من همچون احرام شما است ، فرمود : مانند من بر احرامت باقى باش و تو در قربانى شريك من هستى » .
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 4 ، ص 246 .