است . كلمهء « فاء » در « فمن » جواب از « اذا امنتم » مىباشد و « فاء » در « فما استيسر » جواب براى « من » در « من تّبع است و « ماء » در « فما استيسر » موصول مىباشد . در سابق حج تمتّع را توصيف نموديم و فرق بين آن و حج قران و افراد را بيان كرديم . حج تمتّع گاهى ابتدايى مىباشد ، مثل كسى كه براى عمره محرم مىشود ، بعد از انجام مناسك آن ، براى حجّ محرم مىگردد و اين گونه حج تمتّع ، مورد خلاف نيست و همه آن را مشروع مىدانند .
و گاهى اينگونه است كه اوّل او براى حجّ افراد محرم مىشود و از آن به حجّ تمتّع عدول مىنمايد ، زيرا كسى كه وارد مكّه مىشود و به حجّ افراد محرم است ، بهتر آن است كه در احرام خود به عمره تمتّع عدول نمايد و حجّ تمتّع را به آخر برساند .
اينگونه حجّ را ، همهء فقهاى اهل سنّت ممنوع مىدانند و گروهى از علماى شيعه اين عدول را جايز مىدانند ، حتّى در واجب عينى و بعضى از علماى شيعه در وجوب عينى ، آن را ممنوع مىشمرند . و در حجّ مستحبّى و واجب غير عينى ( غير معيّن ) جايز دانستهاند . و روايتى كه مىگويد : « عدول بهتر است » را بر حجّ ، مستحبّى و واجب غير معيّن حمل نمودهاند . و بدين وسيله بين دو دليل ( يك دليل مىگويد عدول جايز نيست و دليل ديگر مىگويد : ( عدول فضل است ) جمع نمودهاند و اين قول بهتر است .
« فايده » : اين عدول را عمر بن خطّاب منع نمود و گفت : دو متعهاى است كه در عهد رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) حلال بود و من آن دو را حرام مىكنم و بر انجام آن كيفر خواهم نمود .
امّا اگر كسى در حالى كه به حجّ قران محرم شده است وارد مكّه بشود ، عدول به عمرهء تمتّع جايز نيست .
معاويه بن عمّار از امام صادق ( عليه السّلام ) روايت نموده است كه ( قسمت اول روايت قبلا بيان شد ) ، ادامه آن از اين قرار است رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) چون از سعى فارغ شد و بر كوه مروه ايستاد و به مردم رو نمود ، حمد و ثناى خدا را به جا آورد ، سپس فرمود : اين جبرئيل است ( در حالى كه با دست به سمت پشت خود اشاره مىنمود ) ، به من دستور داده است كه دستور دهم به كسى كه قربانى همراه نياورده ، محلّ شود و اگر خودم قربانى همراه نمىآوردم ، طبق دستور ، خودم
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 326
مساهمون: المقداد السيوري
ص٣٢٦