قول دارند . قول قوى آنست كه دم ( ذبح حيوان ) باقى است و محلّ شدن با شرط ، عزيمت ، واجب است و با وجود عدم شرط ، مرخّص و مجاز است .
1 - آيا قربانى با آن محلّ مىشود . بدل و عوض دارد يا نه ؟ از نظر علماى شيعه قول قوى آن است كه بهطور مطلق بدل ندارد . ابو حنيفه و شافعى در يكى از دو قول خود ، قول شيعه را اختيار نموده و شافعى در قول ديگر خود و احمد ، گفتهاند كه بدل آن ، ده روز روزه است و از نظر احمد و شافعى فقط با بدل آن مىتواند محلّ شود .
2 -
« فَمَا اسْتَيْسَرَ »
؛ « پس آنچه كه ميسّر و ممكن است از هدى » ، به معناى ميسّر بودن است و « هدى » قربانى شتر يا گاو و يا گوسفند است . « و الهدى » جمع هديه است ، مانند « جدى » كه جمع « جدّيهء » به معناى سرج و زين ، پالان ، است .
برخى گفتهاند « هدى » مفرد است و مؤنّث آن ، هديّه و جمع آن « هدى » با تشديد « ياء » مىباشد و يا از هديّه مشتقّ شده است يا از « هداه » كه به معناى راندن است چون به سوى حرم رانده مىشود ، جمله « استيسر » محلا مرفوع است ؛ « فعليكم ما استيسر » بر شما لازم است آنچه كه ميسور مىباشد ، يا منصوب است . « فاهدو ، او فاذبحوا ما استيسر » ؛ « قربانى كنيد و يا ذبح نماييد آنچه را كه ميسور است » .
3 -
« وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ »
؛ « سرهاى خود را متراشيد » اين كنايه از اين است كه محلّ نشويد ، زيرا سر تراشيدن ، لازمهء محلّ شدن است . ( محلّ نشويد تا زمانى كه قربانى را به جايش برسانيد ) . از نظر شافعى محلّ قربانى جائى است كه حاجى از ادامهء حج ممنوع ( مصدود و يا محصور ) شده است ، به دليل اينكه نبىّ اكرم ( ص ) در حديبيّه كه جزء سرزمين حلّ است ، وقتى با دشمن مواجه شد ، قربانى خود را ذبح نمود . از نظر ابو حنيفه ، محلّ قربانى حرم است ، چه در حال صدّ باشد و يا در حال حصر .
و از نظر علماى شيعه در صورت « صدّ » ( كه دشمن مانع شده باشد ) ، زمان و مكان لحاظ نمىشود هر موقعى كه « صدّ » محقّق شود ، قربانى همانجا ذبح مىشود امّا در صورت « حصر » كه مريضى مانع شده باشد ، محلّ قربانى در عمره ، مكّه مىباشد و در حجّ ، منى خواهد بود .
و خلافى وجود ندارد كه در حجّ واجب قضاء واجب باشد ، جز روايتى كه از مالك نقل شده است . امّا در حجّ مستحبّى از نظر علماى شيعه ، قضاء واجب نيست . مالك و