4 - اگر در روزهاى هفتم و هشتم و نهم روزه نگيرد ، مىتواند در بقيه ماه ذى الحجّه بهطور اداء روزه بگيرد و اگر ماه ذى الحجّه به آخر رسد و ماه محرّم فرا رسد و روزه نگيرد ، بايد قربانى ذبح نمايد . ابو حنيفه گفته است اگر روز دهم فرارسد و روزه نگرفته باشد ، قربانى در ذمّهاش ثابت مىشود و شافعى در قول جديدش گفته است بايد بعد از ايّام تشريق در مابقى ماه ذى الحجّه ، به عنوان قضا روزه بگيرد .
5 - در سه روز ، روزهء تتابع و پشت سر هم بودن واجب است و لذا بهطور شاذّ « متتابعات » يعنى پشت سر هم و پىدرپى قرائت شده است . بنابراين اگر بدون عذر افطار كند ، بايد از نو روزه را شروع نمايد ، تا سه روز پشت سر هم واقع شود ، مگر در صورتى كه روز سوّم ، روز عيد باشد كه در روز عيد روزهاش را افطار مىنمايد و بعد از ايّام تشريق ، روز سوّم را روزه مىگيرد . روزهء مذكور ، با اينكه در حال سفر است ولى صحيح مىباشد .
6 - ( در آيهء مذكور فرمود : اگر نتواند قربانى تهيّه نمايد ، بايد سه روز ، در مكّه و هفت روز ، روزه پس از بازگشت از سفر روزه بگيرد ) . مسئلهء ششم اين است كه هفت روز ، روزه را بايد پس از اتمام اعمال حجّ و بعد از بازگشت به اهلش ، بگيرد ، يعنى : در وطن خود روزه بگيرد ، حتى اگر در مكّه به انتظار يارانش معطّل شود . يا يك ماه سپرى شود . ابو حنيفه فتوى داده است كه بعد از فراغ از اعمال حجّ بايد روزه بگيرد و شافعى دو قول دارد . آنچه كه از ظاهر آيه استفاده مىشود ، همان قول علماى شيعه است .
7 - در تمام هفت روز از نظر علماى شيعه تتابع و پىدرپى بودن ، واجب نمىباشد ( البتّه بنابر قول اصحّ ) و اگر كسى در مكّه مقيم شود ، مىتواند هفت روز ، روزه را با سه روز ، روزهاى كه در مكّه واجب است ، يكجا و پشت سر هم بگيرد .
يك فايدهء تفسيرى : در ارتباط با آيهء مورد بحث دو سئوال مطرح است . سئوال اوّل اين است كه : چرا در آيهء
« تِلْكَ عَشَرَةٌ »
؛ « آن ده روز كامل خواهد بود » فرموده است ؟ حتى اگر اين جمله را هم نمىفرمود ، معلوم بود كه هفت به علاوهء سه ، ده مىشود . سئوال دوّم اينكه : « كامله » گفت ، وقتى كه ده تا صادق باشد ، كامل بودن ، واضح است و از لوازم آن خواهد بود پس كلمهء « كامله » چه فايدهاى دارد ؟