شافعى همين قول را گفتهاند ولى ابو حنيفه گفته است در حجّ مستحبّى ، قضا واجب است . و احمد دو قول دارد .
« محلّه » : محلّ با كسر « حاء » از مادّهء حل است ، يعنى : « سر نتراشيد تا زمانى كه قربانى را در محلّى كه ذبح آن حلال است ، ذبح نماييد » . اگر از مادهء « حلول » بود ، بايد با فتح « حاء » خوانده مىشد .
4 -
« فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً »
يعنى : اگر كسى از شما مريض باشد سردرد داشته باشد و نيازمند به تراشيدن سر باشد و يا شپشها سر او را آزار دهند ، سر را بتراشد ، فديه ( سه روز ، روزه و يا اطعام شش تن مسكين و براى هر مسكينى دو مدّ ( 1500 گرم طعام ) و يا ده مسكين ، براى هر مسكين يك مد ، ( 750 گرم طعام ) و يا يك گوسفند را ذبح كند و به فقراء بدهد ) بر او واجب مىگردد .
« أَوْ نُسُكٍ »
: « نسك » مصدر است ، به معناى عبادت كردن و بعضىها گفتهاند « نسك » جمع « نسيكه » است به معناى ذبيحه و قربانى .
در روايتى مىخوانيم كه رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) براى كعب بن عجره گفت : شپش سرت را آزار مىدهد ؟ گفت : بلى ، يا رسول اللّه : فرمود : سرت را بتراش و سه روز ، روزه بگير و يا شش نفر مسكين را اطعام كن يا گوسفندى را قربانى كن ، كعب مىگفت : پس در مورد من ، اين آيه نازل گرديد و همچنين روايت شده است كه پيامبر از كنار كعب مىگذشت و كعب سرش را مىخاراند فرمود : همين حالت : مصداق آزار است .
* * *
بحث سوّم : عمرهء تمتّع
« فَإِذا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ . . . »
؛ و هنگامى كه از بيمارى و دشمن در امان بوديد ، كسانى كه عمره را تمام كردهاند و حج را آغاز مىكنند ، آنچه ميسّر است از قربانى ذبح كنند » .
در اين مورد چند فايده بيان مىشود : پس از بيان حكم محصّر ، مريض و آزار ديده مىفرمايد : « هنگامى كه از مرض و از دشمن در امان بوديد » و يا به تعبير ديگر « هنگامى كه در حال امن بوديد » ، سپس كسى كه عمرهء خود را تمام كرده و قصد حجّ نموده است ، او قربانى را كه آماده كرده است اعمّ از شتر ، گاو ، گوسفند واجب نموده