تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
خود را بر طاعت الهى و طلب رضاى حق ، پرورش داده باشد ، هرگز منّت گذاشتن و آزار ، از او صادر نمىشود و هميشه در پى انجام كار خير است . پس در اين باب يا بايد به فقير چيزى بخشش نمايد و يا با نيكى و خوبى او را ردّ نمايد مثلا به او بگويد : خداوند به تو روزى دهد و مشكلت را حلّ نمايد و كارهايت آسان شود و اگر از فقير سخن زشت بشنود و يا فقير در مطالبه ، زياد اصرار نمايد ، او را ببخشد . « قول معروف » اشاره به مسئلهء اوّل دارد كه به نيكى و خوبى سائل را رد نمايد و « مغفرة » به دوّمى اشاره دارد كه در برابر سخن زشت و يا حركت نامناسب از فقير ، او را عفو نمايد و مورد مؤاخذه و مجازات قرار ندهد . چنانچه نبىّ اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود : « اگر با مال خود نمىتوانيد مردم را كمك كنيد و آنان را از مضيقهء اقتصادى بيرون آوريد ، با اخلاق نيك و گشاده‌رويى برخورد نماييد » . « 1 » احتمال دارد مراد از « قول معروف » و « مغفرة » معناى وسيع و گسترده‌اى باشد كه حسن ردّ و غير ذالك از جمله موارد آن باشد . سپس خداوند فرد منّت‌گذار و آزارگر را ، مانند كسى قرار داده است كه براى رياء انفاق مال مىنمايد و به خدا و روز قيامت ايمان ندارد . جملهء
« كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ »
؛ « مثل كسى كه مالش را انفاق مىكند » ، صفت است براى مصدر محذوف به اين‌گونه : « باطل نكنيد باطل كردنى مانند باطل نمودن كسى كه . . . » زيرا « ريا و كفر » هر كدام علّت تامّه هستند . براى از ميان رفتن فايدهء انفاق ، و در واقع 1 - منّت‌گذار 2 - آزارگر و 3 - رياكار در زمرهء كسانى هستند كه ايمان به خدا ندارند ، چه آنكه آدم مؤمن كه تمام اوصاف كماليّه الهى را باور دارد ، هرگز غير خدا را در كارهايى كه غرض نهايى آنها جلب رضا و خشنودى پروردگار است ، شريك قرار نمىدهد . در ادامهء سخن خداوند ، اين دو نفر « إنفاق مال مىكند براى ريا و انفاق مال مىكند در حالى كه ايمان ندارد » را مثل صفوان قرار داده است . صفوان سنگ صافى است كه روى آن لايه‌اى از خاك قرار گرفته باشد و باران شديدى كه قطرات بزرگ همراه دارد ( رگبار ) بر آن سنگ فرود مىآيد و خاك آن را از ميان مىبرد و سنگ را صاف و خالى از خاك به جا مىگذارد .
هامش
( 1 ) . غوالى اللئالى ، ج 2 ، ص 74 ، حديث 197 .
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 289 | المقداد السيوري / بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي