2 - به جهت عفّت نفس و خويشتندارى و سئوال و اظهار نياز نكردن . كسى كه آنها را نمىشناسد ، گمان مىنمايد كه آنان توانگر و غنى مىباشند .
3 - و آنها نشانههايى در خود دارند كه به وسيله آنها شناخته مىشوند . رنگ چهرهشان زرد و بدنشان ضعيف و نحيف مىباشد .
« إِلْحافاً »
به معناى « الحاح يعنى اصرار و سماجت » است كه ملازم و همراه صاحب مال باشد و او را رها نمىسازد تا چيزى از او بگيرد . « إلحاف » از اين جمله رايج بين اهل لسان ، گرفته شده است : « از آنچه كه در نزدش بود ، به من عطا نمود » مقصود آيه آنست كه فقراى مذكور ، كسانى هستند كه از مردم ، چيزى را با اصرار و سماجت نمىطلبند .
رسول خدا ( ص ) فرمود : « خداوند آدم باحيا و با حلم و با عفّت ( عفّت نفس ) را دوست مىدارد و از آدم بىحيا و بددهن و همواره شكايت كننده و سماجتگر متنفّر است » . « 1 »
از لازمهء اينكه آنها با سماجت و اصرار از مردم چيزى نمىخواهند ، اين نيست كه آنها اصلا سئوال نمىكنند . بنابراين ممكن است آنها به گونهاى معمول و همراه با لطف ( در موقع ضرورت ) از مردم سئوال كنند . « الحافا » بنابر مصدريّت نصب داده شده است « لا يسئلون النّاس سئوالا الحافا » ؛ « آنها سئوال نمىكنند ، سئوالى كه توأم با سماجت و اصرار بوده باشد » .
پس از آشنايى با مطالب مذكور ، با شأن نزول آيه آشنا مىشويم : بعضىها گفتهاند آنها گروهى از مهاجرين قريش بودند كه در مدينه نه عشيره و خويشاوندانى داشتند و نه چيزى از مال دنيا و لذا در سكوى بزرگ و وسيعى كه در بيرون مسجد قرار داشت « 2 » سكنى گزيده بودند ( و آمادگى خود را براى شركت در ميدانهاى جنگ و جهاد اعلام داشته بودند ) شبها قرآن را فرامىگرفتند و روزها مشغول جمعآورى دانههاى خرما بودند و به صورت گروهى و دستهدسته كه رسول خدا ( ص ) مىفرستاد ، خارج مىشدند و در حدود چهارصد نفر مرد بودند و شب هنگام ، هر كسى كه اضافه رزق داشت ، به آنان مىسپرد . از عبد اللّه بن عبّاس نقل شده است : روزى پيامبر ( ص ) در برابر آنان ايستاد و سختى و فشار فقر و طيب نفس ( رضايتشان بر آن حالت ) را نظاره نمود و فرمود : اى اصحاب صفّه ! شما را بشارت مىدهم هركه از امّت من بر
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 2 ، ص 387 .
( 2 ) . صفّه .