« صدقات واجب شده يكى نوع واجبشدنى از جانب پروردگار » مانند آيهء
« هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً »
؛ « قرآن حق است » و آياتى كه بر آنان نازل شده ( انجيل ) را تصديق مىكند ، نصب « مصدّقا » براى اين است كه مصدر براى فعل محذوف مىباشد « يصدّق مصدّقا » .
و بهطور شاذّ و نادر با رفع خوانده شده است كه خبر براى مبتداى محذوف است ( هذه فريضهء : اين صدقات فريضهاى است از جانب خداوند ) .
* * *
[ 96 ] آيهء ششم :
« إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِيَ ، وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ يُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئاتِكُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ
« 1 »
»
؛
« اگر انفاقها را آشكار كنيد ، خوب است و اگر آنها را مخفى داريد و به نيازمندان بدهيد ، براى شما بهتر است و قسمتى از گناهان شما را مىپوشانيم و خداوند به آنچه انجام مىدهيد ، آگاه است » .
يعنى : آشكارا صدقه دادن نيكو چيزى است . آيه دلالت مىنمايد كه آشكار ساختن صدقه ، ذاتا نيكو است ، منتهى صدقهء پنهانى ، نيكوتر است ؛ زيرا جملهء
« فَهُوَ خَيْرٌ »
جز افضليّت و برترى ، معناى ديگرى نمىتواند داشته باشد ؛ « صدقهء مخفيانه در نزد خداوند برتر خواهد بود » .
بعضىها گفتهاند برترى و فضيلت پنهانى ، همهء صدقات را شامل مىشود . براى اينكه « الصّدقات » جمع معرّف به الف و لام است و به اتّفاق همه ، افادهء عموم مىنمايد و به همين لحاظ در حديث چنين آمده است . « صدقه » پنهانى ، آتش غضب پروردگار را خاموش و گناهان را از ميان مىبرد ، همچنانكه آب ، آتش را خاموش مىسازد و هفتاد نوع بلا را دفع مىنمايد » .
و نيز از رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) نقل شده است كه فرمود : « هفت گروه در روزى كه سايهاى وجود ندارد ، در سايه رحمت الهى قرار مىگيرند » .
1 - حاكم عادل ( كه با عدالت رفتار مىكند و از تبعيض و پارتىبازى ، تكبّر دور مىورزد .
2 - جوانى كه در عبادت و طاعت الهى ، رشد و پرورش يافته است همواره جوياى كمال مىباشد .
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيه 271 .