از نظر علماى شيعه ، اگر اموال موجود او ، جهت اداى دين كفايت نمىكند ، مستحقّ زكات است . اگر بدهكارىاش به خاطر اصلاح نزاع و ايجاد صلح و آشتى است ، چه غنى باشد و چه فقير ، مستحقّ زكات است .
هفتم : در راه خدا ( تمام راههايى كه به گسترش و تقويت آيين الهى ، منتهى شود ، اعمّ از مسئلهء جهاد و تبليغ و مانند آن ) .
مرحوم شيخ طوسى فرموده است : « سبيل اللّه » مخصوص جهاد است . شافعى ، مالك و ابو حنيفه همين قول را گفتهاند . احمد گفته است مخصوص جهاد و حجّ هر دو است .
منتهى ابو حنيفه سهم مزبور را به فقيرى كه اهل جنگ باشد ، اختصاص داده است و شافعى ، مالك و احمد ، گفتهاند شخص غنى اگر اهل جنگ باشد ، مستحقّ زكات است .
اكثر علماى شيعه فرمودهاند ، سهم مذكور ، همهء مصالح مسلمين را شامل مىشود مانند حجّ و زيارت ، پل ساختن و بناى مساجد و تعمير معابر و ايجاد مدارس اين قول حقّ است .
آقايان بلخى ، عطا و ابن عمر همين قول را گفتهاند ، به دليل عمل كردن به عموم لفظ ، زيرا « سبيل » در لغت « راه و طريق » است و منظور از آن در آيه ، چيزى است كه باعث نزديك شدن به خداوند متعال مىشود .
هشتم : « ابن السبيل » ؛ « واماندگان در راه » كسانى كه در حال غربت و سفر هستند و بر اثر علّتى در راه ماندهاند و زاد و توشه براى رسيدن به وطن و يا مقصدشان را ندارند ؛ گرچه در وطن خود ، غنى و بىنياز بوده باشند .
اگر كسى سفر را از شهرش آغاز كرده باشد ، مستحقّ زكات مىشود ؟ ابن جنيد از علماى شيعه ، شافعى و ابو حنيفه گفتهاند : بلى و اين قول در صورت غنى بودن شخص در وطن ممنوع است ، اگر براى سفر كردن مجبور باشد و فقير هم باشد ، إعطاى زكات جايز است ، منتهى اين مسئله از مسئلهء مورد بحث ( ابن السبيل ) خارج خواهد بود .
و امّا مهمان : بعضىها گفتهاند در حوزهء ابن السّبيل داخل است و حقّ اينست كه مهمان اگر در غير شهر خود در راه مانده است ، جزء ابن السّبيل است و نيازى به ذكر آن نيست ( كه با لفظ ضيف يعنى مهمان ، ذكر شود ) و اگر نه ، مستحقّ زكات نمىباشد .
چند مسئلهء فرعى :
1 - در سفر و ابن السّبيل ، فرقى نمىكند سفر واجب ، مستحبّ يا مباح بوده باشد .
ابن جنيد فرموده است : در سفر مباح ، مستحق زكات نمىشود و اين قول بىاساس است .