2 - اگر مسافر اقامهء ده روز نمايد ، شيخ طوسى ( ره ) فرموده است مستحقّ زكات نيست ، زيرا از حالت سفر و مسافر بودن ، خارج مىشود ، لذا نمازهايش شكسته نخواهد بود . ولى ابن ادريس گفته است كه مستحقّ زكات است . و علّامه همين قول را اختيار نموده و قول حق نيز همين است ، چه آنكه لفظ سفر و مسافر در مورد او صادق مىباشد .
3 - اگر شخص مسافر ، زكاتى را بگيرد و خود را به وطن برساند و از زكات نزد او باقى بماند ، بايد آن را برگرداند ، زيرا با وصول به وطن علّت و سبب استحقاق زكات ، منتفى شده و استحقاق نيز منتفى خواهد شد .
4 - گفتهء مسافر مبنى بر اينكه مالى در اختيار ندارد و همچنين گفتهء شخص فقير مبنى بر اينكه دچار فقر مىباشد ، همچنين اظهارات او كه مالى داشته و تلف شده است ، مورد قبول است ولى مرحوم شيخ فرموده است كه بايد بيّنه ، ( دو شاهد عادل ) معرّفى نمايد . اين قول ، بىاساس است ، زيرا آوردن بيّنه به ضرر فقير منجرّ ، مىشود و چه بسا تلف مال در خفا ، به وقوع پيوسته باشد .
همچنين نيازى نيست كه سوگند ياد نمايد و امّا شخص بدهكار و بردهاى كه با پرداخت بها خود را آزاد مىنمايد ، مشهور بين علماء آنست كه گفتهء آنها پذيرفته مىشود مگر آنكه طلبكار يا مولى ، گفتهء آنها را تكذيب نمايند .
سه نكته حسّاس :
1 - بعضىها گفتهاند « صدقات » در آيه عامّ است و شامل صدقهء واجب و مستحبّ مىشود . اشكال اين قول آنست كه كلمهء « حصر » ( انّما ) بيانگر اين است كه صدقهء واجب ، به گروههاى مذكور ، اختصاص دارد و گرنه ، صدقهء مستحبّى اختصاص به فقرا و مساكين ندارد ، بلكه اعطاى آن به غنى نيز جايز است . بنابراين اگر منظور از « صدقات » عامّ باشد ؛ بايد كلمهء « واجبه » را در تقدير بگيريم : « إنّما الصّدقات الواجبة »
2 - پرسشى است در آيه كه لازم به بررسى است : چرا در چهار صنف اوّل ، كلمهء « لام » ؛
« لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ . . . »
و در بقيّهء ، كلمهء ( فى ) را به كار برده است ؟ و علاوه بر اين كلمهء « فى » را چرا تكرار نموده است .
« وَ فِي الرِّقابِ
. . .
وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ » ؟
به سه وجه پاسخ دادهاند :