تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
وجه اوّل : عدول از « لام » به « فى » با توجّه بر اينكه كلمهء « لام » افادهء اختصاص مىنمايد به اين خاطر است كه بفهماند اصناف بعدى استحقاق بيشترى دارند . به گونه‌اى كه جاى مصرف زكات قرار گرفته‌اند ، به خاطر اينكه برده‌ها آزاد و بدهكاران رهايى مىيابند و مجاهد اگر فقرش هم شرط باشد هم مشغول عبادت است ( جنگ فى سبيل اللّه ) و هم فقير است . مسافر ( ابن السبيل ) هم فقير است و هم در غربت به سر مىبرد ( بىترديد مصرف زكات در موارد مذكور به جا خواهد بود ) و تكرار كلمهء « فى » به اين جهت است كه بفهماند إنفاق به آنها ، فضيلت بيشترى دارد . وجه دوّم : كلمهء « لام » در شمول تملّك براى اشخاص ظهور دارد و كلمهء « فى » در عدم شمول تملّك ، ظهور دارد ؛ چنان‌چه هنگامى كه گفته شود : « المال لبنى تميم » مال براى بنى تميم است ؛ يعنى : بنى تميم در آن مال ، شريكند و اگر گفته شود : « المال فى بنى تميم » ؛ يعنى مال در بنى تميم است ، به اين معنا كه در ميان فرزندان تميم كسى وجود دارد كه مستحقّ آن مال است و بدين لحاظ شنيده نشده است كه كسى گفته باشد تقسيم و پخش نمودن زكات ، بين چهار طايفه اخيره ( برده‌ها ، بدهكاران ، در راه خدا ، راه‌مانده‌ها ) واجب باشد . وجه سوّم : توجّه داشته باشيد مستحقّين زكات به دو قسم هستند ، قسم اوّل : زكات را براى خودش مىگيرند مانند فقرا و مساكين و كاركنان امور زكات و مؤلفهء قلوب ، اينها در هر موردى كه خواسته باشند ، مىتوانند زكات را مصرف نمايند . چون نوعى خصوصيّت دارند ؛ يعنى : زكات مخصوص آنها است و آوردن « لام » در اين چهار مورد مناسب است و قسم دوّم آنست كه زكات را مىگيرند ولى در موارد خاصّى بايد مصرف بشود و در غير آن ، ناروا خواهد بود و موارد مذكور آزادى بردگان ، رهايى بدهكاران ، به راه انداختن راه‌ماندگان مىباشد . و اما « فى سبيل اللّه » ؛ « در راه خدا » : اگر در جهت يارى مجاهدين باشد ، مورد مصرف زكات مخصوص مصالح جنگ است و اگر براى حجّاج و زائرين باشد ، مصرف زكات ، مخصوص موارد مشخّصى است و اگر غير از موارد مذكور باشد ، بايد در راه مخصوصى مصرف شود و مناسب همهء اينها ذكر كلمهء « فى » مىباشد . 3 -
« فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ »
؛ « فريضة » بنابر مصدريّت نصب داده شده و افادهء تأكيد را مىنمايد و از سياق آيه معلوم مىشود كه فعل آن در تقدير است . « فرضت فريضة » ؛
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 278 | المقداد السيوري / بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي