دو به معناى تشنگى است . برخى گفتهاند « فقرا » غير از مساكين مىباشد . شافعى و ابو حنيفه طرفدار تغاير آنها است .
برخى گفتهاند « فقير » كسى است كه عفّت نفس دارد ، و هرگز سؤال نمىكند و « مسكين » برعكس او است و بعضىها عكس آن را گفتهاند .
مؤيّد قول اوّل ، فرمايش خدا است كه مىفرمايد « انفاق شما مخصوص نيازمندانى باشد كه در راه خدا در تنگنا قرار گرفتهاند ، نمىتوانند مسافرتى كنند و از شدّت خويشتندارى ، افراد ناآگاه آنها را بىنياز مىپندارند ، اما آنان را از چهرههايشان مىشناسى و هرگز با اصرار چيزى از مردم نمىطلبند .
و مؤيّد قول دوّم فرمايش نبىّ اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) است كه مىفرمايد :
« مسكين كسى نيست كه يك بار و يا دو بار خوردن و يا يك يا دو بار خرما او را رد نمايد ، بلكه مسكين كسى است كه بىنيازى نمىيابد تا او را بىنياز سازد و از مردم چيزى نمىخواهد و اطّلاعى از او ندارد تا به او صدقه بدهد » .
بعضىها گفتهاند « فقير » زمينگيرى است كه نيازمند مىباشد و « مسكين » شخص سالمى است كه نيازمند مىباشد . قتاده همين قول را گفته است .
ولى حقّ مطلب آنست كه هر دو لفظ در يك معنا شريكند و آن اين است كه هم فقير و هم مسكين ، مخارج سال براى خود و عيال واجب النفقه را مالك نمىباشند .
و گرچه در واقع بىنياز باشند . در اينكه كدام يك وضع بدترى دارد ؟ اختلافنظر است ، نظر اكثر علما بر اين است كه اوّلا : فقير بدحالتر است ، نه مالى دارد و نه كسبى كه رفع نياز نمايد ، به دليل اينكه در آيه ، اوّل ذكر شده است تا اهميّت بيشترى به حالش داده شود و ثانيا : فقير از فقار الظهر يعنى فقرات پشت ، مشتق شده است كه گويا نياز ، ستون فقراتش را شكسته است و ثالثا : به دليل پناه بردن رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) به خداوند از شرّ فقر و مسئلت نمودن آرامش كه فرمود :
« خداوندا به تو پناه مىبرم از شرّ فقر و از تو مسئلت مىكنم كه مسكين باشم » . تا آنجا كه فرمود : « فقر انسان را به كفر مىكشاند » و همين قول را شافعى گفته است .
بعضىها گفتهاند مسكين بدحالتر است ؛ اوّلا : فقراء به وسيلهء مساكين ، تأكيد شده است ( الفقراء و المساكين ) . ثانيا : مسكين از « سكون » مشتق شده گويا ناتوانى او
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 273
مساهمون: المقداد السيوري
ص٢٧٣