گرفتن آن مال و تصرّف در آن را براى خود جايز بدانيد ، جز آنكه در دين خود سهلانگار باشيد و به امر حرام اهميّت ندهيد و در اين مورد چشمپوشى نموده و بپذيريد .
اين احتمال ، تفسيرى است كه لفظ و معناى آيه با آن منافات ندارد .
بعضى از علما استدلال نمودهاند كه آزاد نمودن بردهء كافر جايز نمىباشد ، زيرا در انفاق فى سبيل اللّه « طيّب بودن » شرط است .
فقيه معاصر آن را ردّ نموده است ، به دليل اينكه آزاد كردن ، انفاق نمىباشد ، چه آنكه « عتق » در كفّارات ، ( يا اطعام مسكين و يا آزاد نمودن برده ) قسيم انفاق ، واقع شده و قسيم شىء مغاير خود شىء است . در اين پاسخ ايرادى وارد است ؛
اوّلا « عتق » انفاق است ، زيرا اوامرى كه در ارتباط با انفاق ، وارد شده است شامل عتق نيز مىشود . چه آنكه « انفاق » عبارت است از بذل مال به خاطر نزديك شدن به خداوند و « عتق » باعث تقرّب به خدا مىشود و « ثانيا » در كفّارات « عتق » براى انفاق مخصوصى ، قسيم واقع شده است و از لازمهاش اين نيست كه يكى از افراد و اقسام انفاق ، عام نباشد . آرى ، بردهء كافر مصداق « خبيث » نمىباشد ، زيرا « خبيث » يا به معناى حرام بود كه برده كافر ، حرام نيست و الّا معامله آن جايز نبود و يا به معناى مزبور نيست و لذا جايز است بردهء كافر را به شخصى فقير مسلمان ، صدقه داد . براى اينكه مال محسوب مىشود و قابليّت تملّك و نقل و انتقال را دارد . بايد توجّه نماييد كه خداوند از صدقهء شما بىنياز است و سزاوار ستايش شما است ، در برابر نعمتهاى بزرگ كه به شما ارزانى فرموده است ؛ « و لا تعدّو لا تحصى » است .
* * *
[ 94 ] آيهء چهارم :
« وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ زَكاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ
« 1 »
»
، « و آنچه را به عنوان زكات مىپردازيد و تنها رضاى خدا را مىطلبيد ، چنين كسانى داراى پاداش مضاعفند » .
چون خداوند خبر داده بود : « كسى كه حسنهاى انجام دهد ، ده برابر آن را خداوند عطا مىفرمايد » . « 2 » و در جاى ديگر فرموده است : « كسانى كه اموال خود را در
هامش
( 1 ) . سورهء روم ، آيه ، 39 .
( 2 ) . سورهء انعام ، آيهء 160 .