تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
نظر بعد از بيان نمودن آن ، آماده و مهيّا سازد و مكلّف به خاطر مهيّا شدن و قصد انجام مأمور به ثواب داده مىشود . بنابراين عبث نخواهد بود . منتهى سزاوار اين است كه جملهء « من الفجر » پيش از ماه رمضان نازل شده باشد ، در غير اين صورت تأخير بيان از وقت حاجت ( عمل ) لازم آيد و اين امر به اجماع علما ، باطل خواهد بود . 8 -
« ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ » :
اين جمله حدّ و حدود و زمان پايانى صوم را بيان مىكند تا معلوم شود كه روزه در شب حرام است و همچنين روزه وصال ( متّصل شدن روز به شب ) حرام است ، چه آنكه « ليل » غايت براى صوم است و غايت هر چيزى بايد جداى از آن چيز مغيىّ بوده باشد . بنابراين افطار بايد از تحقّق ليل باشد ؛ يعنى : مقدارى از شب را جهت اتّصال ، نبايد روزه بود . در اين سخن ايراد است ، زيرا ليل ( شب ) غايت « وجوب صوم » است نه غايت خود صوم ؛ يعنى : تا شب روزه واجب است . و امّا اينكه در شب روزه جايز نباشد آيه دلالتى ندارد . اگر بگويى كه به پايان رسيدن روز ، هنگامى ثابت مىشود كه شب به ظهور پيوندد ، بنابراين روزهء جزيى از شب لازم مىباشد . در جواب مىگوييم روزه جزيى از شب ، واجب اصلى نيست ، بلكه از باب مقدمّهء واجب مىباشد و از نظر مذهب شيعه منظور از « ليل » ؛ بنابر قول قوى ، از بين رفتن سرخى است كه در افق مشرق ظاهر بوده است . بعضى از علماى شيعه و عدّه‌اى از علماى اهل سنّت گفته‌اند « شب » ناپديد شدن خورشيد است . بايد توجّه داشت كه از لازمهء دستور به اتمام روزه تا شب ، اين است كه روزه هر جزيى از اجزاى روز ، شرط ديگرى بوده است و روزه داشتن همهء اجزاى روز ، لازم خواهد بود . بنابراين مطلب دو مسئلهء ديگر مترتب مىگردد . الف : اگر شخص روزه‌دارى در هر جزئى از اجزاى روز ، قصد افطار نمايد ، روزه‌اش باطل مىشود ، هرچند از قصد خود برگردد و افطار نكند . ب : اگر روزه‌دار مثلا با خوردن ، روزه‌اش را باطل نمايد ، مابقى روزه را بايد روزه باشد و باطل نمودن مانع از روزهء مابقى روز نمىشود . منتهى قضاى آن روز واجب مىگردد .
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 246 | المقداد السيوري / بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي