رعايت نمايد . يعنى بررسى نمايد و گمان كند كه وقت باقى است و معلوم شود كه وقت باقى نبوده است ، چيزى از قضا و كفّاره بر او واجب نخواهد بود .
بنابر هر دو فرض اخير ، اگر طلوع فجر زمانى اتّفاق بيافتد كه او در حال جماع مىباشد ، واجب است قطع ارتباط نمايد و روزهاش تنها در فرض اخير صحيح است .
و شافعى گفته است : هنگامى كه فجر ( صبح ) در حالى فرارسد كه مشغول جماع است و جدا شدن و طلوع فجر همزمان به وقوع پيوندد ، روزهاش باطل نمىشود و قضا و كفّاره براى او واجب نخواهد بود . امّا اگر فجر فرارسد و طلوع فجر واقع شود .
ولى او دست از عمل برندارد و به عمل نفسانى خود ادامه بدهد ، او به منزلهء كسى است كه در روز به عمل جماع دست زده است . اگر جاهل به فجر باشد ، تنها قضا واجب است و اگر به طلوع فجر علم داشته باشد ، هم قضا و هم كفّاره بر او واجب مىباشد .
ابو حنيفه گفته است : قضا واجب است و كفّاره واجب نيست و ياران او دليل آوردهاند به اينكه روزه اصلا منعقد نشده است تا بوسيله جماع ، روزه باطل شود و كفّاره لازم گردد . بنابراين كفّاره واجب نيست ، و در پاسخ مىگوييم روزه با نيّتى كه قبلا ( در اوّل ماه ) كرده است ، منعقد مىشود . و جماع او بر روزه وارد مىگردد و مدّعا ثابت مىشود .
3 - جملهء « علم . . . ؛ خداوند مىداند كه شما به خود خيانت نموديد . . . » بيانگر نعمت الهى و احسان او و برداشتن مشكل از آنها در آينده مىباشد .
4 -
« فَالْآنَ ، بَاشِرُوهُنَّ »
: بعضىها گفتهاند منظور از اين جمله ، « جماع » است . و برخى گفتهاند منظور ، مقدّمات جماع مانند بوسيدن و ماليدن دست و غيره مىباشد .
« مباشرة » در اصل به معناى چسبانيدن و تماسّ گرفتن بدن با بدن ديگرى مىباشد و بهطور كنايه يك بار به معناى جماع و يك بار به معناى مقدّمات آن آمده است و اين ، نسخ و برداشتن سنّت است به وسيلهء كتاب ، و ناگفته معلوم است كه چيز مشكلى برداشته مىشود و چيز آسانى جاىگزين آن مىگردد .
5 - جملهء
« وَ ابْتَغُوا . . . »
؛ « طلب نماييد آنچه را كه خداوند براى شما مقرّر نموده است » . برخى گفتهاند ، طلب فرزند نماييد زيرا هدف مهمّ ازدواج از نظر شارع ، فرزدندار شدن است .