تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
2 - مطلق مريضى افطار روزه را روا مىسازد ، حتى از ابن سيرين كه روزه را افطار كرده بود ، سئوال شد . در جواب گفت : انگشتش درد دارد . مالك گفته است از مردى كه مبتلا به چشم درد و سردرد مضرّ بوده و مرضى كه او را به درد بياورد نداشته است ، سؤال شده است . در جواب گفته است كه اين مرد مىتواند ، افطار كند . شافعى گفته است : به سرحدّى كه قابل تحمّل نباشد ، جهت روزه گرفتن ، بايد كوشش و تلاش نمايد . و از نظر علماى شيعه صحيح اين است : اگر روزه گرفتن باعث خوف إزدياد مرض بشود و بهبودى مشكل گردد ، بايد افطار كند . و امّا سفر : اندازه و شرائط آن را قبلا بيان نموديم ، و اكثر علماى شيعه شرط ديگرى را بر شرايط قصر ، اضافه نموده‌اند : مرحوم شيخ فرموده است آن شرط اضافى اين است كه : مسافرت ، زمانى باعث افطار روزه مىشود ، كه از شب نيّت و قصد سفر داشته باشد . مرحوم مفيد فرموده است : با خروج پيش از زوال ، سفر محقّق مىشود . اين قول قوى است . فقهاى اهل سنّت به جز احمد ، گفته‌اند : اگر اوّل روز را روزه باشد و در اثناى روز ، مسافرت نمايد ، افطار جايز نيست و احمد گفته است افطار جايز است . 3 -
« فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ »
؛ « جواب براى شرط است و معنا چنين است كه « اگر كسى بيمار و يا در سفر باشد ، فرض و واجب براى آن شخص ، روزه گرفتن در روزهاى ديگر است » . از جملهء مذكور استفاده مىشود كه : افطار بر شخص مريض و مسافر ، واجب است ، به دليل آنچه كه در كتاب نماز ذكر كرديم كه مسافر در مشقّت و زحمت مىباشد . كسى كه در آيه چنين تقديرى قائل شده است « فأفطر ، فعدّة » ؛ « كسى كه مريض است و يا در سفر پس بايد افطار نمايد و روزهاى ديگرى را روزه بگيرد . . . » خلاف ظاهر را مرتكب شده است . اكثر صحابه ( عمر بن خطاب ، پسرش عبد اللّه ، عبد اللّه بن عبّاس ، عبد الرّحمن بن عوف ، ابو هريره و عروة بن زبير ) در حال سفر افطار را واجب دانسته‌اند و همين مطلب از ائمّه هدى ( عليهم السّلام ) و نبىّ اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) روايت شده است . روزه گرفتن در حال سفر ، مثل افطار نمودن در حال حضر است . و
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 231 | المقداد السيوري / بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي