مىفهماند كه علّت و انگيزهء مشروع بودن روزه اين است كه يك تكليف عمومى است و همهء ملّتها به روزه گرفتن مكلّف بودند ، و يا به خاطر ، آنست كه مسلمين با طيب خاطر و به آسانى پذيراى اين تكليف بشوند ، وقتى متوجه باشند كه روزه گرفتن چيز تازهاى نيست ، احساس ناراحتى نمىكنند و به راحتى از آن استقبال مىنمايند .
* * *
[ 81 ] آيهء دوّم :
« أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ، وَ عَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكِينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَ أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ ، إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ
« 1 »
»
؛
« چند روز معدود را بايد روزه بگيريد . كسانى كه از شما بيمار و يا مسافر باشند ، روزهاى ديگرى را به جاى آن روزها ، روزه بگيرند و بر كسانى كه قدرت انجام آن را ندارند ( همانند بيماران مزمن ، پيرمردان و پيرزنان ) لازم است كفّاره بدهند ، يك مسكين را اطعام كنند . كسى كه كار خير را پذيرا شود ، براى او بهتر است و روزه داشتن براى شما بهتر است ، اگر بدانيد » .
« أَيَّاماً »
به عنوان ظرف زمان براى فعل مقدّر ، منصوب است كه از كلمهء « صيام » در آيهء قبل معلوم مىشود . « صوموا أيّاما » ؛ « روزهايى را روزه بگيريد » و « ايّاما » به وسيلهء « صيام » در آيهء قبل ، نصب داده نشده است . چنانچه زمخشرى گفته است چه آنكه « الصيام » مصدر است و الف و لام بر سر او وارد شده است ، مصدرى كه الف و لام داشته باشد ، از لحاظ عمل ، ضعيف است » .
توضيح : « الف و لام » از مختصّات اسم است و باعث مىشود مصدر به سوى اسم كشانده شود و از فعل دور شود . لذا عملش ضعيف مىگردد .
در تقدير گرفتن از محسّنات كلام است .
« مَعْدُوداتٍ »
يعنى روزهاى كم ، زيرا هر چيزى كه كم باشد ، قابل شمارش مىشود و اگر زياد باشد از شمارش بيرون مىرود و مانند شن و خاك اندازهگيرى مىشود يعنى كيل و يا وزن مىشود .
و در جملهء
« أَيَّامٍ أُخَرَ »
؛ « روزهاى ديگر » « آخر » جمع أخرى است و « أخرى » مؤنّث و « آخر » مذكّر است .
سؤال و جواب : اشكالى است كه « ايّام » جمع يوم است و « يوم » مذكّر مىباشد و قياس آن ، اين است كه بايد « ايّام أخر » گفته شود ؟
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 184 .