به مجموع من حيث المجموع تعلّق گرفته است . نه به هر يك از اجزاء به طور تكتك ، به جز دعا ، بر ميت كافر ، زيرا كافر آمرزيده نمىشود و دعا براى وى عبث و بيهوده است . و نامگذارى نماز ميّت به « صلوة » از باب نامگذارى شىء است به بعضى از اجزاى آن .
فرق بين امر نمودن به مجموع و نهى و منع نمودن از مجموع ، آن است كه « امر به مجموع » ، امر بر هر يك از اجزاى آن را لازم دارد و اما « نهى از مجموع » ، نهى هر يك از اجزاى آن را لازم ندارد .
اگر بگويى امكان دارد مراد از
« لا تُصَلِّ »
؛ « دعا نكن » باشد به اين معنا كه « صلوة » به معناى لغوى آن به كار رفته است ، مثل قول خداوند است كه فرموده است :
براى آنها دعا كن كه دعاى تو باعث آرامش آنها است . « 1 »
در پاسخ مىگوييم آنچه كه از « صلوة بر ميّت » در ذهن خطور مىكند ، همان نمازى است كه بيان نموديم . بنابراين بايد بر همان معنا حمل شود .
4 - از اينكه نهى و منع از نماز خواندن بر ميّت كافر را به كفر و كافر بودنشان تعليل نموده است ، استفاده مىشود كه بر هر ميّت مسلمان ، نماز خواندن واجب مىباشد و لذا نقل شده است هنگامى كه نجاشى ( پادشاه حبشه ) « 2 » از دنيا چشم بست ، رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) به خاطر اينكه در واقع « مسلمان بود بر وى نماز گزارد » نجّاشى كسى بود كه دربارهء او و يارانش چندين آيه در سورهء مائده نازل شده است و يكى از آيات اين است :
« ولى آنها را مىگويند مسيحى هستيم ، نزديكترين دوستان به مؤمنان مىيابى » .
« منافقون اعتراض نمودند كه : آيا بر كافر نصرانى ، نماز خواندى ؟ پس اين آيه نازل شد :
« بعضى از اهل كتاب كسانى هستند كه به خداوند و آنچه بر شما نازل شده و آنچه بر خود آنان نازل گرديده ، ايمان دارند و در برابر فرمان خدا خاضعند » . « 3 »
هامش
( 1 ) . سورهء برائة ، آيهء 104 .
( 2 ) . نجاشى علمى است بر هر پادشاه حبشى ، همانند عنوان قيصر به پادشاهان روم و كسرى به پادشاهان عجم ، خاقان به پادشاهان ترك و فرعون به سلاطين نام پادشاهان مصر و قبط ابحر بوده است .
( 3 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 199 .