تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
در نماز عيد فطر ، تكبير گفتن در شب عيد ، بعد از نماز مغرب و عشاء و صبح و بعد از نماز عيد ، مستحبّ است . به دليل قول خداوند كه فرمود :
« وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ »
؛ « شما تعداد اين روزها را كامل مىكنيد ، تا خدا را به خاطر اينكه شما را هدايت كرده است ، بزرگ بشمريد . . » . همين قول ، مطابق مذهب علماى شيعه است و در اين زمينه از علماى اهل سنّت قولى را سراغ ندارم . * * *

[ 73 ] آيهء پنجم :

« وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ
« 1 »
»
؛ « بر هيچ يك از آنان كه بميرند نماز نخوان و بر كنار قبرش ( براى دعا و طلب آمرزش ) نايست ، چرا كه آن‌ها به خدا و رسولش كافر شدند و در حالى كه فاسق بودند ، از دنيا رفتند » .
« ماتَ »
صفت ، براى
« أَحَدٍ »
كه نكره است ، واقع شده است .
« ماتَ »
به معنى مرده است ، به صيغهء ماضى آورده شده است در صورتى كه متعلّق نهى مستقبل و آينده مىباشد و آن به اين خاطر است كه وقت نماز ، بعد از موت است و موت ، نسبت به وقت نماز ، در زمان ماضى و گذشته قرار مىگيرد ، به كاربردن كلمهء
« أَبَداً »
در حالى كه رسول خدا ابدى و جاويدانى نيست ، يا به اين خاطر است كه پيامبر ( ص ) و بعد از او امّت اسلامى تا ابد الأباد ، نبايد بر آنها نماز بگزارند و يا به اين جهت است كه آنها به جهت كفرشان تا ابد الأباد استحقاق نماز را ندارند . و بهتر آنست به خاطر آنكه آنها طمع نكنند ( كه شايد زمانى نماز بر مرده شاه بخوانند ) و همچنين به خاطر آنكه احتمال امكان نسخ اين حكم داده نشود . لذا حكم وجوب نماز نخواندن را به ابدى و هميشگى و به قطعى بودن ، مقيّد نموده است . يعنى جهت دعا كردن و طلب رحمت و آمرزش ، بر كنار قبر كافر نبايد بايستند . و جملهء ؛ « آنها به خدا كفر ورزيدند » از لحاظ معنا و مفهوم ( نه لفظ ) ، علّت و سبب براى منع نمودن از نمازگزاردن بر آنها است . و فايدهء جملهء « آنان مرده‌اند و در حال مردن ، فاسق بودند » . آنست كه آن‌ها تا هنگام مردن ، بر كفر ثابت بودند . چه آنكه
« كَفَرُوا »
؛ كافر شدند » . فقط حادثهء كافر شدن را مىرساند و ثابت بودن بر كفر تا هنگام موت ، از جملهء بعدى استفاده مىشود .
هامش
( 1 ) . سورهء توبه ، آيهء 85 .