تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
معاوية بن وهب از امام صادق ( عليه السلام ) روايت نموده است كه فرمود : « نخستين كسى كه خطبه را نشسته خواند ، معاويه بود « 1 » او به خاطر دردى كه در زانوهايش بود ، از مردم اجازه گرفته بود » . سپس ادامه داد و فرمود : هر دو خطبه را ايستاده بايد بخواند و بين هر دو خطبه لحظه‌اى بنشيند و صحبتى نكند كه بين هر دو خطبه فاصله واقع شود . و بنابر معناى دوم « قائما فى الصّلوة » امكان دارد استدلال شود بر اينكه ، در شروع نماز جمعه . جماعت شرط است و در ادامه آن ، شرط نمىباشد ، به اين معنا كه بعد از بستن نيّت نماز و تحقّق تحريم ( حرام شدن هر كارى كه با نماز منافات دارد ، اگر نمازگزاران متفرّق شوند ، نماز امام باطل نمىشود و بايد نماز را به عنوان نماز جمعه به اتمام برساند . اين قول يكى از دو قول شافعى مىباشد . ابو حنيفه گفته است اگر پراكنده شدن جماعت بعد از ركعت اوّل باشد ، بايد به عنوان نماز جمعه به اتمام رساند و اگر تفرّق پيش از إتمام ركعت اوّل باشد . بايد به عنوان نماز ظهر به پايان آورد . قول حق قول اوّل است ، به دليل اينكه اولا : نماز به عنوان نماز جمعه منعقد شده و شرط وجوب ( وجود مأمومين ) محقّق است و شرط بودن ادامهء شرط مزبور ، منتفى مىباشد . بنابراين بايد به عنوان نماز جمعه به پايان برساند . و ثانيا : اگر در وسط نماز ، نماز را به صورت نماز ظهر در آورد ، اين كار باطل ساختن نماز است و به حكم آيهء
« وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ »
« 2 » ؛ « اعمال خود را باطل نكنيد » ، باطل ساختن نماز مورد نهى و نفى واقع شده است .

[ 72 ] آيهء چهارم :

« فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ »
؛ براى پروردگارت نماز بگزار و قربانى كن . « 3 » در رابطه با آيهء مذكور اقوال و نظريات گوناگونى را قبلا بيان نموديم و يك قول را تاكنون فروگذار نموديم و آن اين است كه مراد از « نحر » ذبح نمودن قربانى است و مراد از « صلوة » نماز عيد است و علماى شيعه اجماع نموده‌اند بر اينكه نماز عيد ، واجب عينى است و به موارد زير استدلال نموده‌اند : 1 - اجماع فقها ، 2 - به آيهء مباركه
هامش
( 1 ) . التهذيب ، ج 3 ، ص 74 ، غوالى اللئالى ، ج 2 ، ص 58 ، حديث ، 157 . ( 2 ) . سوره محمد ، آيه 33 . ( 3 ) . سوره كوثر ، آيه 2 .