تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
بنابر بيان مذكور ، منظور از « لهو » طبل است و در لغت عربى « لهو » هر چيزى است كه انسان را از ياد خدا بازدارد .
« انْفَضُّوا »
يعنى متفرّق شويد و ضمير در
« إِلَيْها »
به « تجارت » عائد مىشود ، به دليل آنكه هدف از خارج شدن ، تجارت و معامله است ، نه غير آن . بعضىها گفته‌اند : اصل عبارت چنين است : « هنگامى كه تجارتى را مىبينند ، به سوى آن كشانده مىشوند و يا لهو و سرگرمى را مىبينند ، به سوى آن كشانده مىشوند » كه در آيه براى هر دو قضيّه ، به يك خبر
« انْفَضُّوا »
بسنده شده است . كلمهء
« أَوْ »
كه براى ترديد است ، اشاره به اين دارد كه بعضى از مردم به سوى تجارت و معامله و بعضى ديگر به سوى لهو و سرگرمى ، بيرون مىرفتند . در اوّل آيه تجارت را مقدّم ذكر نموده ، كه اين به خاطر ترّقى و ارتقاء است ، زيرا اصل جمله چنين است : « خارج مىشدند براى تجارت ، با آنكه نياز به آن داشتند » . اين بيرون رفتن مورد مذّمت است ( بعد ترقّى مىكند ) كه حتّى به سوى « لهو » كه اصلا فايده ندارد نيز ، خارج مىشدند و نماز را رها مىكردند و در آخر آيه ، تجارت را بعد از لهو ذكر كرده است ( و ترقّى مىكند ) و حتّى بهتر از تجارتى است كه داراى فايده مىباشد » . بعد از بيان مطالب مىگوييم بعضىها گفته‌اند : مراد از
« وَ تَرَكُوكَ قائِماً »
؛ يعنى : تو را در حالى تنها گذاشتند كه تو مشغول خطبهء نماز بودى . بعضىها گفته‌اند : « در حالى كه براى نماز ايستاده بودى » . بنابر معناى اوّل از آيه استفاده مىشود كه ايستادن در خطبه ، شرط مىباشد و در حال اختيار خواندن خطبه ، در حال نشسته جايز نيست . شافعى همين را گفته است . ابو حنيفه « قيام » را شرط و واجب ندانسته است و حقّ قول اوّل است ، به دليل آيهء مورد بحث و روايت جابر بن سمره كه گفت : رسول خدا را نديدم ، مگر اينكه در حال خطبه خواندن ، ايستاده بود . اگر كسى بر تو گزارش نمود كه رسول خدا ( ص ) نشسته خطبه مىخواند ، او را تكذيب كن . از ابن مسعود سؤال شد « كه آيا رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) ايستاده خطبه مىخواند ؟ در جواب گفت : آيا آيهء
« وَ تَرَكُوكَ قائِماً »
؛ « تو را در حال ايستاده ترك كردند » را نخوانده‌اى » ؟
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 200 | المقداد السيوري / بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي