تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
قبول نمىشود ، بدانيد زكات او قبول نمىشود ، بدانيد حجّ او قبول نمىشود ، بدانيد اعمال او قبول نخواهد شد ، تا از اين كار توبه كند » . « 1 »

چند مسئلهء فقهى :

1 - نماز جمعه واجب است ، منتهى نه بطور مطلق ، بلكه به اتّفاق همهء علما ، واجب مشروط مىباشد ، آرى علما در ارتباط با شرط آن به چندين قول اختلاف نموده‌اند كه در كتاب خلاف ، مفصّلا ذكر شده است و ما شرايط مهمّ آن را بيان مىنماييم : محمد بن مسلم و ابو نصير از امام صادق ( عليه السّلام ) به آن روايت كرده‌اند كه فرمود : « خداوند در هر هفته ، 36 نماز واجب نموده است ، بعضى از آنها نماز واحدى است كه بر هر مسلمانى واجب است ، در آن حضور يابد ؛ مگر پنج طايفه ، 1 - مريض . 2 - مملوك ( برده ) . 3 - مسافر . 4 - زن . 5 - كودك . « 2 » زراره از امام باقر ( عليه السّلام ) روايت نموده است فرمود : « خداوند از روز جمعه تا جمعهء ديگر ، سى و پنج نماز را واجب نموده است كه بعضى از آنها نماز واحدى است كه خداوند با جماعت واجب كرده است و آن ، نماز جمعه است و آن را از 9 طايفه برداشته است : 1 - كودك ( صغير ) 2 - كبير ( كثير السّن ) . 3 - مجنون 4 - مسافر . 5 - برده . 6 - زن . 7 - مريض . 8 - نابينا . 9 - كسى كه از محلّ اقامهء نماز جمعه دو فرسخ ( حدود دوازده كيلومتر ) دور باشد » . « 3 » غير از اين دو روايت ، روايات ديگرى نيز وارد شده است . 2 - به اجماع علماى شيعه يكى از شرايط وجوب نماز جمعه ، وجود سلطان عادل ، يا نائب و يا جانشين اوست . منظور وجود حكومت اسلامى است كه در رأس آن نائب عامّ امام زمان ( عليه السّلام ) بوده باشد و امام جمعه را منصوب نمايد . ابو حنيفه گفته است وجود امام ( رئيس حكومت ) گرچه ستمگر باشد ، شرط مىباشد و شافعى در وجوب نماز جمعه ، وجود امام ( رهبر و زمامدار ) را شرط ندانسته است .
هامش
( 1 ) . وسائل ، ج 5 ، ص 7 ، باب وجوب صلوة جمعه ، غوالى اللئالى ، ج 2 ، ص 70 ، حديث 146 ، سنن بيهقى ، ج 3 ، ص 171 ، سنن ابى ماجه ، ج 1 ، ص 434 ، حديث 108 . ( 2 ) . وسائل ، ب 1 ، ابواب صلوة جمعه ، ج 14 . ( 3 ) . الكافى ، ج 3 ، ص 419 ، حديث 6 ، التهذيب ، ج 3 ، ص 21 ، حديث 77 ، الفقيه ، ج 1 ، ص 266 ، حديث 1217 .