خدا بشود ، ممنوع است ، چه بيع باشد ، يا غير بيع . گروهى از علماى اهل سنّت نيز همين قول را گفتهاند آن نزديك به حقّ است .
ب - آيا نهى از بيع
« ذَرُوا الْبَيْعَ »
؛ بيع را ترك كنيد ( باعث باطل بودن بيع مىشود يا خير ؟
مالك و احمد گفتهاند باطل مىشود و مرحوم شيخ در كتاب مبسوط همين قول را اختيار كرده است به دليل اينكه نهى ، اقتضاى فساد و بطلان را دارد . اكثر علماى اهل سنّت و مرحوم شيخ در كتاب خلاف ، قائل به عدم فساد ( بطلان ) شدهاند و همين قول حقّ است ، به دليل اينكه در علم اصول بيان و تثبيت شده است كه « نهى در معاملات » اقتضاى فساد و بطلان را ندارد ؛ زيرا مانعى ندارد كه بگويد : « بيع را بر تو حرام نمودم و اگر بيع انجام دهى ، منعقد مىشود » و مقصود از « نهى » اين باشد كه عمل مورد نظر ( رفتن به سوى نماز جمعه ) به وقوع پيوندد ، نه آنكه خود بيع ، انجام نگردد .
و در عبادات قضيهء برعكس است ، زيرا هنگامى كه « نهى » به خود عبادت يا به جزئى از عبادت و يا به يكى از لوازم آن تعلّق بگيرد ، اقتضاى فساد و بطلان آن را خواهد داشت .
7 - در آيهء مورد بحث اشاره به آن است كه خطاب اختصاص ، به انسانهاى آزاد دارد و بردهها را شامل نمىشود ، چه آنكه برده از تصرّف در مال ، منع شده است .
8 - آيهء مباركه دلالت دارد بر اينكه : نماز جمعه بايد در محلّ مخصوص و جايگاه معيّنى ، انجام شود كه رفتن به سوى آن محل ، واجب باشد . روى همين مبنا مىگوييم دو نماز جمعه در يك فرسخ ، نبايد برپا شود .
9 -
« ذلِكُمْ »
يعنى شتاب به سوى ذكر خداوند و ترك نمودن بيع ، براى شما بهتر است ، زيرا فايدهء أخروى ، بهتر و هميشگى است . اگر حقيقت خوبى و بدى را بدانيد و يا منظور اين است كه : « اگر شتاب بسوى ذكر خدا را بدانيد » بهتر است كه ثمرات و بهرهها و عايدات اجتماعى ، اقتصادى ، فرهنگى ، سياسى اين اجتماع را بدانيد . نماز جمعه عامل تشكّل مردم و آگاهى دادن به مسلمانان از روند مسائل سياسى و اجتماعى روز مىباشد . ( مترجم ) » .