شده است : « به كسانى كه كافر شدند ، بگو چنانچه از مخالفت بازايستند ( و ايمان آورند ) ، گذشته آنها بخشوده خواهد شد » « 1 » .
كلمهء « ما » در اين آيهء
« ما قَدْ سَلَفَ »
؛ « گذشته آنها » براى عموم است . پس آنچه ماندنى است ، باقى مىماند . . . كافر اصلى به وسيلهء اجماع و اين آيه ، خارج مىشود كه قضا بر او واجب نيست و امّا كافر مرتدّ در عموم ادلّه وجوب قضا ، باقى خواهد بود .
دليل ديگر آنست كه بر مرتد بعد از اعتقاد داشتنش بر واجبات ( نماز و روزه . . . ) واجب است كه به صورت ادا همهء واجبات را انجام بدهد و انجام نداده است . پس قضاى آن واجب است همانگونه كه بر غير مرتّد واجب است .
كسانى كه قضا را بر مرتّد واجب نمىدانند ، به عموم « الاسلام يجبّ ما قبله » « 2 » ؛ « اسلام گذشته را قطع مىكند » . استدلال نمودهاند ، در جواب مىگوييم به اتّفاق همهء علما ، عموم آن تخصيص خورده است ، چه آنكه اسلام آوردن همه چيز را از بين نمىبرد ؛ مثلا اداى دين و خسارات و قصاص ، مثلا شخص كافر به كسى مديون است ، با اسلام آوردن أداى دين برداشته نمىشود و همچنين قصاص و ديات و جز آنها .
بنابراين عموم روايت مذكور ، اعتبارى ندارد .
نوع هشتم : نمازهاى غير روزانه
نوع هشتم : در ارتباط با نمازهاى غير يوميّه ( نماز جمعه و آيات . . . . ) است و احكامى كه به نمازهاى يوميّه نيز مربوط مىشود ، خواهد بود . در اين مورد آيات مختلفى در قرآن موجود است .
[ 69 ] آيهء اوّل :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ »
؛ « 3 »
« اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، هنگامى كه براى نماز روز جمعه ، اذان گفته مىشود ، به سوى ذكر خدا بشتابيد و خريد و فروش را رها سازيد كه اين براى شما بهتر است ، اگر دانسته باشيد » منظور از « نداء » : اذان إعلام است .
هامش
( 1 ) . سورهء انفال ، آيهء ، 38 .
( 2 ) . غوالى للئالى ، ج 2 ، ص 145 ، مسند احمد ، ج 4 ، ص 199 ، 204 ، 205 .
( 3 ) . سورهء جمعه ، آيهء 9 .