دليل علماى شيعه : 1 - فعل رسول خدا ( عليه السّلام ) است كه جهت اقامهء نماز جمعه شخصى را معيّن و منصوب مىفرمود و همچنين خلفا ( ابو بكر و عمر و عثمان و حضرت على ( عليه السّلام ) ) اشخاصى را براى اقامهء نماز جمعه ، منصوب مىكردند ؛ همانگونه كه قضات را جهت داورى ، معيّن مىكردند .
2 - روايات از اهل بيت ( عليهم السّلام ) در اين زمينه فراوان وارد شده است . و اما دليل شرط « عادل بودن » امام آنست كه در اجتماع مردم ، احتمال نزاع و برخورد ناسالم و وقوع فتنه فراوان است . بنابراين در آنجا بايد حاكم عادلى باشد كه نياز به كسى كه او را به راه راست هدايت كند ، نداشته باشد و وجودش باعث از ميان رفتن عوامل نزاع و اختلاف باشد ، او جلوى فتنهها را بگيرد .
3 - در مورد تعداد نمازگزاران ، نماز جمعه ، علما إجماع و اتّفاق دارند بر اينكه ، عدد خاصّى شرط مىباشد . شافعى و احمد گفتهاند ، حدّاقل بايد چهل نفر باشند ، ابو حنيفه گفته است چهار نفر بايد باشند كه يكى از آنان امام و پيشنماز است . پيروان و ياران « مالك » تعداد افراد را از او نقل نكردهاند .
و امّا علماى شيعه به دو قول اختلاف نظر دارند . يك قول اين است كه بايد هفت نفر باشند و قول ديگر اين است كه بايد پنج نفر باشند ، قول دوّم نظر ، اكثر علما است و اكثر روايات بر مطابق آن وارد شده است .
و ديگر اينكه در نماز جمعه اجتماع و گردهم آمدن شرط مىباشد ، اگر بين دو نفر نزاعى به وقوع پيوست ، دو نفر از پنج نفر ، دو شاهد مىشوند و نفر پنجم حاكم و داور خواهد بود ، حقّى از بين نرود . مؤيّد اين قول ، فرمايش خداوند است ، كه فرمود : « هنگامى كه اذان نماز روز جمعه گفته شود ، به سوى ذكر خدا ( نماز ) بشتابيد » ، به دليل اينكه دستور شتاب به سوى نماز جمعه ، با صيغهء جمع « فاسعوا » آمده است و حداقل جمع ، سه نفر است و پيشنماز ، خارج از جمع است و كسى است كه ديگران بايد به سوى او شتاب نمايند ، چه آنكه او در حال خطبه خواندن ، ذكر خدا را انجام مىدهد و مؤذّن بايد ندا را سر دهد و مردم را به سوى نماز جمعه ، نداى ( اذان ) او شرط شتافتن به سوى نماز جمعه است . سرانجام ، مجموع افراد ، پنج نفر هستند كه نماز جمعه تحقّق مىيابد .
4 - در معناى سعى اختلاف شده است و در اينكه امر بشتابيد براى وجوب است ، همهء مفسّرين اتّفاق نظر دارند .
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 194
مساهمون: المقداد السيوري
ص١٩٤