[ 67 ] آيهء ششم :
« فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ، فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ
« 1 »
»
؛
« هنگامى كه ماههاى حرام سپرى شد مشركان را هر جا بيابيد ، به قتل برسانيد و آنان را اسير سازيد و محاصره كنيد و در هر كمينگاه بر سر راه آنان بنشينيد . هر گاه توبه كنند و نماز را برپا دارند و زكات را بپردازند ، آنان را رها سازيد » .
( ماههاى حرام عبارت از : ذى قعده ، ذى حجّه ، محرّم و ماه رجب است ) .
به آيهء مذكور جهت اثبات اينكه كسى كه نماز را ترك نمايد و ترك آن را روا بداند ، مرتّد و واجب القتل است ، استدلال شده است ، چه آنكه در آيهء مباركه منع كشتن آنها ، به چند چيز مربوط و معلّق داشته است : 1 - توبه كردن . 2 - برپاداشتن نماز . 3 - پرداخت زكات ، اگر آنها اين امور را انجام بدهند ، رها هستند و ترديدى نيست كه آنها از باب اينكه نماز واجب نيست ، آن را ترك مىكردند . براى اينكه شخص مشرك ، به وجوب نماز اعتقاد ندارد و حكم عدم قتل ، بر مجموع ( توبه ، نماز و پرداخت زكات ) مربوط مىشود و زمانى تحقق مىيابد كه همهء امور ثلاثه به صورت مجموعهاى ، محقّق شود و اگر يكى از امور منتفى باشد ، مجموع آن منتفى و سرانجام حكم مذكور محقّق نمىشود و براى إثبات نقيض حكم مذكور ( وجوب قتل ) فوت شدن يكى از امور ثلاثه كافى خواهد بود . بنابراين با عدم تحقّق يكى از امور ثلاثه ، حكم نقيض كه مباح بودن قتل باشد ، حاصل خواهد شد .
[ 68 ] آيهء هفتم :
« يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ، وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
« 2 »
»
؛
« اى مردم ! پروردگار خود را پرستش كنيد ، آن كس كه شما و پيشينيانتان را آفريد ، تا پرهيزكار شويد » در اينجا دو مسئله قابل توجّه مىباشد :
مسئلهء اوّل :
از نظر مذهب شيعه و شافعيّه شخص كافر به فروع اسلام ( نماز و روزه . . . ) مكلّف است ، به دليل اينكه أدلّه عام است و كافر و مسلمان هر دو را شامل
هامش
( 1 ) . سورهء توبه ، آيه ، 5 .
( 2 ) . سورهء بقره ، آيه 21 .