تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
شب و روز جانشين هم قرار داده شده است تا اين نعمت بزرگ را متذكّر شوند و به خاطر آن خداوند را شكرگزارى نمايند » . كلمهء « او » در آيه براى « مانعة الجمع » بودن كه جمعش نتوان نمود ، نيست ، بلكه براى « مانعة الخلوّ » كه يكى از آن دو بايد باشد ، خواهد بود ؛ مثلا مىگويند : حسن را و يا ابن سيرين را بنشان ، يكى از دو نفر بايد بنشيند و اگر هر دو بنشينند ، اشكالى ندارد . پس از بيان نكتهء مذكور مىگوييم فقها با آيهء مذكور ، جهت اثبات مشروع بودن قضاى عبادت فوت شده ، استدلال نموده‌اند ؛ به اين‌گونه كه شب جانشين روز و روز جانشين شب است ، مثلا اگر عبادت روز ( نماز صبح و ظهر و عصر ) ترك شده باشد ، قضاى آن را در شب و همچنين اگر عبادت شب فوت شده باشد ، قضاء آن را در روز مىتوان ، انجام داد . « قضاء » : عبارت است از انجام دادن همان عبادت فوت شده در غير وقت آن مىباشد بنابراين اگر نماز تمام را ترك كرده است ، بايد نماز تمام قضا نمايد و اگر نماز شكسته را ترك كرده باشد نماز شكسته بايد قضاى كند . . . و حتّى بايد ترتيب را رعايت كند . اگر اولّ نماز شكسته را و پس از آن قضا تمام را انجام بدهد ، به دليل فرمايش امام ( عليه السّلام ) كه فرمود : « كسى كه نماز واجب از او فوت شده ، بايد آن را قضا نمايد ، به آن ترتيب كه از او فوت شده است » « 1 » ؛ يعنى ، مثل آن را انجام دهد و مثل آن هنگامى حاصل مىگردد كه همهء جهات از نظر كيفىّ و كمّى و ترتيب ، رعايت شود .

دو تا مسئله فقهى :

شافعى در نمازهاى قضايى ترتيب را شرط نمىداند ؛ يعنى از نظر او ، نماز عصر را مىتوان پيش از ظهر انجام داد ، و قضاى نماز عشاء را پيش از نماز مغرب به دلائلى ، اوّلا : قياس نمودن قضاى نماز را بر قضاى روزهء ماه رمضان كه ترتيب لازم نمىباشد و ثانيا : وجوب ترتيب بر خلاف قاعده است ، بنابراين ، وجوب ترتيب منتفى خواهد بود . و جناب ابو حنيفه گفته است ترتيب تا مادامى كه تكرار را در پى نداشته باشد ، لازم است . علماى شيعه فرموده‌اند : ترتيب بايد رعايت شود ، گرچه تعداد نمازها زياد باشد . دليل ما :
هامش
( 1 ) . غوالى اللئالى ، ج 2 ، ص 54 ، ص 1340 .