چند نكته و چند فايده :
1 - زمخشرى و بعضى از فقها و برخى از معاصرين ، يادآور شدهاند كه مقصود از
« لِذِكْرِي »
آنست كه نماز را بعد از فراموش شدن آن ، يادآور شود ، به دليل فرمايش رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) كه فرمود : « كسى كه بر اثر خواب و يا فراموشى ، نماز را ترك نمايد ، هنگامى كه به ياد مىآورد . بايد آن نماز را بگزارد « 1 » » . اين فرمايش براى وجوب قضا نمودن نماز فوت شده ، دليل خواهد بود .
بنابراين در آيهء مباركه ، بايد « لذكرها » مىگفت ؟ يا به اين جهت است كه ياد نماز ، همان ياد خدا است و يا به خاطر محذوف بودن « مضاف » است كه در اصل « لذكر صلواتى » بوده است و يا به اين جهت است كه آفرينش ، ياد نمودن و فراموشى كردن از جانب خدا است .
قول مذكور مورد ايراد است ؛ اوّلا : خلاف ظاهر است و ثانيا اصل و قاعده اقتضا دارد كه مضاف در تقدير نباشد . ثالثا : به طور مسلّم انسان با ياد نماز به ياد خدا مىافتد ولى عكس قضيّه محلّ كلام است . بنابراين اشكال وارد است كه با چه انگيزهاى فرمود : « هرگاه به ياد خدا بيافتد ، به ياد نماز خواهد افتاد » .
اولى و بهتر آنست كه « لام » در
« لِذِكْرِي »
به صورت تنازع به يكى از دو فعل
« فَاعْبُدْنِي »
و
« أَقِمِ »
تعلّق داشته باشد ، چون تعليل را مىفهماند ؛ يعنى به خاطر ياد من ، عبادت و نماز واجب مىباشد ، چه آنكه پرستش و نماز ياد خدا را لازم دارد .
آقاى مجاهد گفته است معناى
« لِذِكْرِي »
يعنى به جهت ذكر نمودن خداوند نماز و عبادت را در كتابهاى پيشين . . . و اين قول بىاساس است .
چهار وجه ديگر نيز احتمال دارد :
يك :
« لِذِكْرِي »
؛ در نماز جهت تعظيم و تجليل از خداى متعال مىباشد .
دو :
« لِذِكْرِي »
؛ يعنى به خاطر ياد من ، به گونهء مخصوصى كه ياد خدا خالص و با اخلاص بوده و با ياد غير او مخلوط و قاطى نگردد و رياء و تظاهرى در ميان نباشد .
سه :
« لِذِكْرِي »
؛ يعنى هميشه به ياد خدا باشد و هرگز خدا را فراموش نكند .
چهار :
« لِذِكْرِي »
؛ يعنى نماز را در اوقات ، خود به پا داريد . بنابراين « لام » در
« لِذِكْرِي »
جهت تبيين تاريخ و زمان مىباشد . مثل « جئتك لستّ ليال خلون » ؛ « آمدم نزد تو شش شب پيش » .
هامش
( 1 ) . كشّاف ، ج 3 ، ص 55 ذيل آيهء 14 ، سورهء طه ، السّراج المنير ، ج 3 ، ص 392 .