ديگرى ، مشغول شود . بنابراين پرداخت انگشتر از جمله صدقات مستحبّى بوده و خواستهء ما نيز ، همين امر است .
[ 66 ] آيهء چهارم :
« إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي ، وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ ، أَكادُ أُخْفِيها لِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعى » ؛
« من اللّه هستم معبودى جز من نيست . مرا پرستش كن و نماز را براى ياد من به پا دار . رستاخيز بهطور قطع خواهد آمد . مىخواهم آن را پنهان كنم ، تا هركس در برابر سعى و كوشش خود جزا بيند » .
در ذكر نمودن ذات خداوند عزّ و جلّ « اللّه » و لفظ وحدانيّت « لا إله الا انا » اشعار و آگاهاندن به اين مطلب است كه انگيزه و علّت عبادت و نماز ، ذات حق و يكتا بودن او است ، زيرا مرتّب ساختن حكم با فاى جزائيّه ، دلالت بر عليّت يكتا بودن او را دارد ؟
( يعنى علّت وجوب عبادت و نماز ، ذات الهى و يكتا بودنش ، خواهد بود . مثلا مىگويى « فلان جواد ، فاسترقيه ، فلانى با سخاوت است ؛ پس از او طلب بخشش كن ،
« أَكادُ أُخْفِيها » ؛
« مىخواهم آن را پنهان كنم » .
جوهرى گفته است : همزه در
« أُخْفِيها »
براى ازاله و بر طرف ساختن است ، مانند « شكى زيد فأشكيته » ؛ « زيد شكايت نمود ، پس شكايت او را بر طرف نمودم » . معناى آيه چنين است : نزديك است كه خفا و پنهانى آن را زائل و بر طرف ، و آن را آشكار سازم .
در واقع از آمدن رستاخيز به طور اجمال خبر داده است و نزديك بودن ، مربوط به آشكار بودن اجمالى آنست و به وقوع نپيوستن كه از كلمهء
« أَكادُ »
استفاده مىشود ، مربوط به آشكار شدن تفصيلى آنست .
« لِتُجْزى »
: « لام » لتجزى ، به صورت تنازع يا به
« آتِيَةٌ »
و يا به
« أَكادُ »
مربوط مىشود ، به اين معنا كه : « به راستى رستاخيز خواهد آمد و يا نزديك است كه خفاى آن بر طرف شود و آشكار گردد ، تا هركس در برابر سعى و تلاش خود پاداش بگيرد .
اگر در كار نيك تلاش نموده بود ، پاداش نيك ، و اگر كار بدى كرده بود ، پاداش بد ، نصيب او شود !