« بگو ، نماز و تمام عباداتم و زندگى و مماتم همه براى خداوند آفريدگار جهانيان است . شريكى براى او نيست و به همين امر تكليف يافتهام و من نخستين مسلمانم » .
« نُسُكِي »
: يعنى همهء عبادتهايم . برخى گفتهاند منظور اعمال حجّ است .
« مَحْيايَ »
يعنى همهء آنچه كه در حال زندگى دارم كه عبارت است از ايمان و همه طاعتها ، برخى ديگر گفتهاند منظور از
« مَحْيايَ »
كارهاى خيرى است كه فرد در دوران زندگى خود ، انجام داده و منجر و مشخّص مىباشند .
« مَماتِي »
: منظور از « ممات » ، كارهايى است كه مربوط به مردن است ، مثل وصيّت كردن و تدبير امور بعد از مردن ، بعضى گفتهاند منظور از « محيا و مماتى » همان زندگى و مرگ است .
« لِلَّهِ »
يعنى خالصا و مخلصا براى خدا مىباشد .
مسائل ششگانه :
« وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ »
أمرت يعنى به اخلاص و يا به گفتن سخن فوق . مأمور شدهام .
بعد از بيان نكات مزبور ، بايد توجّه داشت كه با آيهء مذكور ، جهت اثبات شش مطلب ( مسئله ) استدلال شده است .
1 - در عبادت اخلاص و خلوص نيّت ، واجب است ؛ يعنى فقط براى رضاى حقّ و اينكه خداوند شايستهء پرستش است ، عبادت شود .
شريك نمودن غير خدا با خدا در عبادت به طور مطلق ، جايز نيست ، شريك ظاهرى مانند ، پرستش بتها و ستارگان و غيره و شريك باطنى و مخفى مانند : تظاهر و ريا و حتّى رساتر از ريا ، عبادت كردن براى كسب ثواب و پاداش كه با اخلاص منافات دارد .
همانگونه كه از گفتار على ( عليه السّلام ) « 1 » استفاده مىشود .
2 - اخلاص در عبادت ، از احكام شريعت اسلام است و مربوط به همهء مسلمين مىباشد ، به دليل قول خداوند كه فرمود : « من نخستين مسلمانم » .
3 - صحيح بودن نماز و ساير عبادتها ، وابسته به اين است : 1 - خداوند را بشناسد . 2 - به يكتا بودن او ايمان داشته باشد . 3 - باور داشته باشد كه خداوند پروردگار عالم و عالميان است ؛ به اين معنا كه همهء هستى را او خلق نموده است . 4 - او قادر و توانا است . 5 - دانا است . 6 - او حكيم است . اخلاص همهء اينها را لازم باشد .
از فروع و شاخههاى مسئلهء مذكور اين موارد است : 1 - عبادت كافرى كه منكر اصول ذكر شده است ، باطل مىباشد . 2 - عبادت كسى كه معرفت و شناخت كذائى
هامش
( 1 ) . « به خاطر ترس از آتش و علاقه به بهشت ترا عبادت نمىكنم بلكه ترا شايستهء پرستش يافتهام . . . . » .