( كسب روزى ) به سفر مىروند و گروه ديگرى در راه خدا جهاد مىكنند ، پس آن مقدار را كه براى شما مقدور است ، تلاوت كنيد » .
معناى
« فَتابَ عَلَيْكُمْ »
تخفيف است و حكم وجوب قيام شبانه را نسخ و رفع نموده است و قيام شبانه را بعد از واجب بودن آن ، مستحبّ قرار داده است .
برخى گفتهاند معناى آن جمله اين است كه : گناه و تبعهء آن ، صورت نمىگيرد .
نسخ و برداشتن وجوب ، باعث مىشود گناهى صورت نگيرد .
برخى گفتهاند براى شما تخفيف داده است ، زيرا آنها تمام شب را به پا مىخاستند و در حال قيام بودند كه حتّى پاهاى آنان ورم مىكرد و لذا وجوب قيام شبانه از آنان برداشته شد . و مرخّص شدن آنان از وجوب قيام شبانه ، به سه امر دليل آورده شده است :
امر اوّل : معيّن و مشخّص نمودن اوقات شب و ساعات آن و اندازهء دو ثلث و نصف و غيره براى شما مشكل بود ، بلكه تنها خداوند دانا ، به اندازه و مقدار آن دانا مىباشد .
امر دوّم : چه بسا بعضى از شماها مريض باشيد و قيام شبانه ، برايتان مشقّتبار و زحمتآور باشد .
امر سوّم : ممكن است در حال سفر ، تجارت و يا جنگ و ديگر امور زندگى بوده باشيد .
معاصر ما ، گفته است : ظاهر آيات بر مستحبّ بودن قيام اللّيل ، دلالت دارند ، به دليل اينكه كلمهء « او » براى تخيير است و در مقدار واجب ، تخيير معنا ندارد . از تخيير معلوم مىشود كه قيام اللّيل ، مستحبّ است . در پاسخ سخن اين معاصر ، چند اشكال وجود دارد :
وجه اوّل اشكال : اگر مستحبّ بودن قيام اللّيل ، از دليل خارجى ( روايت و اجماع . . . ) استفاده شود ، ظاهر آيات نقشى ندارد و اگر از لفظ
« قُمِ اللَّيْلَ »
؛ « در شب بهپا خيز » استفاده مىشود ، پس صيغهء امر از نظر اكثر علماى علم اصول ، حقيقت در وجوب است و يا قدر مشترك بين وجوب و ندب ( استحباب ) مىباشد . در اين فرض ظاهر صيغهء امر چگونه افادهء ندب را مىنمايد ؟ و اگر استحباب از تخيير ( او أنقص . . . أو زد » استفاده شود ؛ باطل است ، به دليل آنچه خواهد آمد .
وجه دوّم : استدلال و دليل آوردن براى اثبات استحباب ، مبنى بر اينكه كلمهء « او » براى تخيير است و در مقدار و اندازهء واجب ، تخيير معنا و مفهومى ندارد ،