تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
سرانجام استحباب قيام اللّيل ، ثابت مىشود . اين استدلال به طور واضح و روشن غلط و بىاساس است ؛ اوّلا : به اين جهت كه منحصر نمودن معناى كلمهء « او » در تخيير به اتّفاق ادباى عرب ، باطل و ناروا است ، چه آنكه اهل لسان عرب ، اتّفاق دارند بر اينكه « او » گاهى براى شكّ و ابهام ، گاهى براى تصميم ، گاهى براى تخيير و گاهى براى إباحه ( روا بودن فعل ) به كار مىرود . بنابراين منحصر نمودن معناى آن را در تخيير باطل است . و امّا ثانيا : فرمايش مستدّل مبنى بر اينكه واجب بودن با تخيير سازگار نيست ؛ يعنى : در واجب ، تخيير وجود ندارد ، نيز باطل مىباشد ، چه آنكه گاهى بين كلّ و جزء ، در فعل واجب تخيير برقرار مىشود ، مانند مخيّر بودن نمازگزار ، در موارد ذيل : يك : در چهار محل از نظر علماى شيعه نمازگزار مسافر ، بين تمام و شكسته مخيّر است : مسجد الحرام ، مسجد پيغمبر ( ص ) ، مسجد كوفه ، حرم سيّد الشهداء ( ع ) . دو : در دو ركعت سوم و چهارم نمازهاى چهار ركعتى بين سه‌بار و يك‌بار تسبيح ، مخيّر است . سه : در ركعت سوّم و چهارم ، بين خواندن سورهء حمد و يك‌بار تسبيح گفتن ، مخيّر است . چهار : در نماز آيات ( كسوف : خورشيد گرفتگى ) در ركعت اول و دوم بعد از قرائت سورهء حمد ، مخيّر است . سورهء
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ . . . »
را پنج قسمت نمايد ، و در هر قسمتى ركوع نمايد و يا اينكه سورهء توحيد را پنج‌بار تماما بخواند كه از لحاظ اندازه ، تفاوت زياد است . وجه سوّم : اشكال بر قول معاصر آن است كه در آخر كلامش يادآور شده است كه از اقوال مطرح شده مختار و مورد انتخاب اين است كه نماز شب بر نبىّ اكرم ( ص ) واجب ، و بر اصحاب او ، مستحّب بوده است . بنابراين چگونه ظاهر آيات به طور مطلق ، افادهء استحباب نماز شب را مىنمايد در حالى كه وجوب را بر پيامبر افاده مىنمايد ؟ « ترتيل » : با تأمّل و دقّت و در نهايت فصاحت ، خواندن قرآن ، ترتيل در قرائت و تلاوت مستحبّ است و مورد تأكيد مىباشد . در معناى آن اختلاف شده است .