رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود : بالا بردن دو دست از « استكانة » است .
عرض كردم : « استكانة » چيست ؟ فرمود : آيا آيه
« فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما يَتَضَرَّعُونَ
« 1 »
» ؛
« پس آنها در برابر پروردگارشان تواضع و انقيادى نشان دادند و نه به درگاه او توجّه و تضرّع مىكنند » را نخواندهاى ؟ روايت مزبور را آقايان ثعلبى و واحدى نيز در كتابهاى تفسيرى خود آوردهاند .
با توجّه به مطالبى كه بيان گرديد ؟ مىگوييم روايات مذكور ، بر مستحبّ بودن چهار چيز در نماز ، دلالت دارد : 1 - زمانى كه براى ركوع سر فرود مىآورد ، زمانى كه سر برمىدارد ، هنگامى كه پيشانى روى زمين مىگذارد و هنگامى كه سر از سجده برمىدارد « اللّه اكبر » ، گفتن مستحبّ است . 2 - با هر تكبيرى هر دو دست را بالا بردن ، مستحبّ است . 3 - مستحب است دستها موقع بالا بردن ، رو به قبله باشند .
4 - مستحبّ است دستها تا برابر صورت بالا برده شوند .
[ 52 ] آيه سوّم :
« قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ »
؛ « 2 » « مؤمنانى رستگار شدند ، آنان كه در نماز خشوع و تواضع دارند » .
برخى گفتهاند مراد و مقصود از « خشوع » فرونمودن و پايين انداختن چشم و فروتنى و گستردن بال ( نهايت تواضع ) است .
برخى ديگر گفتهاند مقصود ، برگرداندن و دوختن نظر در هر حالى به جاى معيّن و مشخّص مىباشد . مثلا در حال قيام به محلّ سجده و در حال ركوع به ما بين دو پا ، و در حال سجده به قسمت بالاى بينى و در حال تشهّد به كمر و در حال قنوت به باطن هر دو كف دست خود نظر افكند .
در مورد آيهء
« وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ »
؛ « 3 » « صورتها براى خداوند توانا به خاك مىافتد » گفتهاند منظور « گذاشتن پيشانى در برابر خدا است ، مانند فروتنى اسيرانى كه در اختيار سلطان و فاتح پيروزمند قرار دارند » .
لفظ « وجوه » ؛ « چهرهها » عموم را افاده مىكند و احتمال مىرود كه مقصود خصوص صورتهاى مجرمين و بزهكاران باشد ، به دليل اينكه پيش از آيهء مذكور صحبت از مجرمين به ميان آمده است : « مجرمان را با بدنهاى كبود در آن روز گرد
هامش
( 1 ) . سورهء مؤمنون ، آيه ، 77 .
( 2 ) . سورهء مؤمنون ، آيهء 1 و 2 .
( 3 ) . سوره طه ، آيه 111 .