تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
هنگامى كه شيعيان هموارى خشت قبرها را شعار خود نمودند ، اهل سنّت مخالفت كردند و روش خود را در پيش گرفتند و لذا بر خود لازم مىدانستند كه در هر مسأله‌اى بر خلاف گفتهء علماى شيعه ، فتوا بدهند و اين عمل تعصّب و دشمنى محض بوده است كه از خواسته‌هاى گمراه كننده و انديشه‌هاى فاسد ، سرچشمه مىگيرد به خدا پناه مىبريم و اين نوع تفكّر ، تعصّب محض و عنادورزى است و به خداى متعال از اين نوع هواها و آراء فاسده ، پناهنده‌ايم . دليل هفتم : به اتّفاق ، علما و فقهاى شيعه در تشهّد ركعت دوّم و ركعت آخر ، صلوات بر آل محمّد ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) را واجب دانسته‌اند و بعضى از پيروان مذهب شافعى همين مطلب را گفته‌اند و در يكى از دو روايت كه از احمد نقل شده است ، همين قول آمده است كه شافعى به مستحبّ بودن آن ، نظر داده است . دليل ما روايت كعب مىباشد كه از چگونگى صلوات فرستادن ، سخن مىگفت . لازم به يادآورى است كه اگر صلوات فرستادن بر رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) واجب باشد ، چگونگى آن نيز واجب است و كعب ( از راويان اهل سنّت ) روايت نموده است كه رسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در نماز خود همان جملات « اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد كما صلّيت . . . . » را مىگفت : رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود : « نماز بگزاريد ، همان‌گونه كه من نماز مىگزارم و مىبينيد . » « 1 » جابر جعفى از امام باقر ( عليه السّلام ) از ابى مسعود انصارى نقل كرده است كه گفت : رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود : « كسى كه نمازى بگزارد و بر من و اهل بيتم ، صلوات نفرستند ، نمازش مورد قبول حق واقع نمىشود » . « 2 » مسئلهء 7 : آنان كه صلوات فرستادن بر آنها در نماز واجب است و در غير از نماز مستحبّ است ، ائمهء معصومين دوازده امام ( عليهم السّلام ) مىباشند . به دليل اينكه اصحاب اجماع و اتّفاق دارند كه اوّلا ائمه ( عليهم السّلام ) ، آل پيامبرند و ثانيا دستور دادن به صلوات فرستادن بر آنها ، از نهايت تعظيم مطلق ، خبر مىدهد و چنين تعظيمى را جز معصومين ( كسانى كه عصمت و پاكيزگى همه جانبه دارند ) مستحقّ نمىباشند و امّا فاطمهء أطهر ، امّ المعصومين ( عليهم السّلام ) نيز در جملهء معصومين داخل است ، زيرا او پارهء تن رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) است .
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى ، ج 1 ، ص ، 117 . ( 2 ) . مستدرك ، ج 1 ، ص 334 .
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 154 | المقداد السيوري / بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي