اصحاب ، همهء واجبات نماز را ضبط و شمارش نمودهاند و سلام دادن را از جملهء واجبات به حساب نياوردهاند . رابعا : آيه مباركه به طور صريح ، دلالت بر وجوب سلام دادن در تشهّد اخير را ندارد و اگر آيهء مباركه دلالت بر وجوب سلام داشته باشد ، بر فوريّت و بر تكرار آن دلالت ندارد و باز ، بر اينكه بايد در نماز باشد و نه بر اينكه بايد در آخر نماز باشد ، اينكه بايد با جملهء مخصوص باشد ، دلالت ندارد .
پاسخ : جواب از دليل اوّل ( اجماع بر استحباب سلام دادن به نبىّ ( ص ) : مىگوييم كه اجماع بر عدم وجوب ، ثابت نشده است ، بلكه اجماع منقول ، بر مشروع و جايز بودن و راجح بودن سلام بر نبىّ ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) ثابت شده است و اين اعّم از واجب بودن و مستحبّ بودن است .
و جواب از دليل دوّم « نبىّ ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) تعليم نداده ) و دليل سوّم ( در حديث حمّاد ذكر نشده ) آن است كه نقل نكردن ، دلالت بر عدم وجوب ندارد و علاوه بر آن در حديث حمّاد ، عبارتى وجود ندارد كه مورد نزاع بوده باشد ، از لحاظ واجب بودن و واجب نبودن ، با آنكه دخول سلام ، در تشهّد را امكان دارد ، چه آنكه در حديث فرموده است : هنگامى كه از تشهّد فارغ گشت ، سلام نمايد » .
و جواب از دليل چهارم : « اصحاب ، سلام بر نبى ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) را جزو واجبات نشمردهاند » مىگوييم معارض آن اين است كه سلام دادن كه خارج كننده از نماز است ، واجب است ؛ با آنكه بسيارى از اصحاب آن را از واجبات نشمردهاند و در عين حال ، به وجوب آن فتوى دادهاند .
و جواب از دليل پنجم : ( آيه صريحا دلالت بر وجوب سلام ندارد ) مىگوييم قبلا بيان كرديم كه سياق و بيان كلام و همچنين عطف نمودن
« سَلِّمُوا »
بر « صلّوا عليهم » مىفهماند كه منظور از « سلام » ، سلام بر نبىّ اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) مىباشد .
جواب از دليل ششم : ( كه فوريّت استفاده نمىشود ) مىگوييم فوريّت و تكرار ، از دليل خارج از آيه استفاده مىشود و آن دليل اين است : هنگامى كه ثابت گرديد سلام بر نبىّ اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) جزو نماز است ، پس هر دليلى كه بر فوريّت و تكرار نماز دلالت نمايد ، با دلالت تضمّنى بر فوريّت و تكرار سلام نيز دلالت مىنمايد .
جواب از دليل هفتم ، هشتم و نهم : ( آيه دلالت ندارد بر بودن سلام بر نبى ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در نماز باشد و در آخر نماز باشد و بر صيغه و لفظ مخصوص