610 . شقائق النعمان 1
ليث گويد : شقائق النعمان گلى است و لون او سرخ باشد .
ازهرى گويد : سبب آنكه او را شقائق النعمان خوانند آن است كه وقتى نعمان بن منذر 2 در موضعى نزول كرد و در جوار آن موضع ريگ تودهاى بود . بر آن ريگ توده نباتى بود كه عرب او را شقر 3 گفتى . شقر او را به آن سبب گويند كه لون او به خون مشابهت دارد و يكى را از او شقره 4 گويند . چون نعمان [ بن ] منذر نبات او را مشاهده كرد ، در نظر او به غايت خوب نمود و بفرمود تا آن موضع را از جهت او حمايت كردند و ستور را در او نگذاشتند تا طراوت [ گلهاى ] او باقى باشد . به اين معنى آن نبات را به [ نام ] او نسبت كردند و به شقائق نعمان 5 باز خواندند .
طرفه را در تقرير لفظ « شقر » شعرى هست و از جهت استشهاد اين مصراع را ايراد كرديم :
شعر :
بر اسب ، خون چون شقر [ شقايق نعمانى ] 6 .
( 1 ) . يعنى « خواهران النعمان » -
Anemone coronaria L .
؛ سراپيون ، 277 ؛ ابو منصور ، 347 ؛ ابن سينا ، 688 ؛ ميمون ، 359 ؛ عيسى ، 6 17 . منشأ واژه
anemone
( يونانى ) را با واژهء عربى النعمان « خون » مربوط مىكنند نه با نام سلطان نعمان بن منذر ، آنگونه كه برخى از فرهنگها مىگويند ؛
III , Low
، 118 ؛ ميمون ، 359 .
( 2 ) . نعمان بن منذر - سلطان حيره ( 580 - 602 ) .
( 3 ) . شقر ، قس .
Lane
، 1580 .
( 4 ) . نسخهء فارسى : شقر ، بايد خواند شقرة .
( 5 ) . قس .
Lane
، 1578 .
( 6 ) . قس . لسان العرب ،
IV
، 421 .
611 . شكاعى 1
ابو زيد گويد : شكاعى نوعى است از انواع نبات حرّ 2 وراء عض و عضاه 3 .
ازهرى گويد : نبات شكاعى را در باديه ديدم و او از جمله احرار نباتهاست يعنى از انواع نباتى است كه در فصل تابستان بيخ او خشك نشود و نبات او تازه باشد .
ابو حنيفه گويد : شكاعى نباتى است باريك و ضعيف ، شاخهاى او باريك باشد ، برگ او ضعيف بود و به لون سبز بود . به اين معنى آدمى كه قالب او ضعيف باشد ، عرب او را