( 2 ) . هنگام استخراج نقره از برخى كانىهايش ، زرنيخ سفيد تشكيل مىشود .
613 . شلّ 1
داروى هندى است كه به زنجبيل مشابهت دارد .
ابو معاذ گويد : چنين گويند كه شل بيخ نباتى است كه از آن سريش كفشگران كنند .
در كتاب كافى چنين آوردهاند كه شل گياهى است و قوت نشاندن ورمها و دفع فضولات درو به غايت عجيب است و او داروى هندى است .
رسائلى گويد : زرنباد طويل 2 ، شل هندى است و زرنباد طويل از مدحرج او يعنى آن كه به هيئت گرد باشد ، در قوت و خاصيت زيادت است . در زراوند برعكس اين است يعنى زراوند مد حرج در قوت از طويل زيادت باشد .
( 1 ) . برخى از مؤلفان مىپندارند كه اين به هندى -
Cydonia indica Spach .
است ؛ ابو منصور ، 361 ؛ عيسى ، 4 64 ؛ بدويان ، 1302 . نيز قس . ابن سينا ، 695 ؛ ميمون ، 57 .
( 2 ) . نك . شمارهء 489 .
614 . شلاجت 1
چنين گويند كه نيترو [ ؟ ] كه يكى از اصحاب تجارب [ علمى ] بود 2 از طايفهاى كه شلاجت را از مواضع او نقل كنند سؤال كرد و از كيفيت تولد او پرسيد . آن طايفه چنان تقرير كردند كه كوهى بزرگ است و برآمدن بر آن كوه در غايت صعوبت است و شلاجت در آن كوه باشد . هر موضعى كه از آن كوه در صعوبت زيادت است ، شلاجت از آن موضع حاصل شود . هيئت او چنان است كه جرم او بر سنگ آن كوه برگرفته باشد ، چنانكه انواع صمغها بر درختان باشد .
نيكوتر از او آن است كه لون او سياه باشد و بوى او مايل باشد به بوى بول گاو . چنين گويند شلاجت از كوههاى بزرگ در موضعى باشد كه بر سنگهاى آن موضع سوراخها باشد و آن سوراخها را در زير منفذى نباشد . شلاجت در آن موضع به ترشح جمع شود .
چنين گفتهاند كه مادهء [ شلاجت ] بول گورهخر 3 است . كيفيت تولد او اين است :
گورهخر بول بيندازد ، بول او به تدريج در آن [ مواضع ] جمع شود و كثافت در او به مرور ايام پديد آيد . به اين معنى پارسيان او را گوركميز 4 گويند .
بعضى گفتهاند تولد او از كميزهاى بز كوهى است 5 و شلاجت از او در آن وقت متولد شود كه وقت گشنى او 6 باشد ؛ زيرا كه در آن وقت به سبب حرارت كه در مزاج او پديد