607 . شعر 1
- مو
ارجانى گويد : موى سوخته مزاج اعضا را گرم و خشك گرداند و اين هر دو قوت در او در غايت كمال است ، با اين معنى ريشهاى بد را نيكو گرداند و گوشت مرده را از جراحت ببرد . اگر موى را بسوزند و در آب كنند و آن آب را بر موضعى [ در بدن تر ] كنند كه موى در آن نرويد ، در آن موضع موى برويد .
( 1 ) .
Capillus
؛ سراپيون ، 447 ؛ ابو منصور ، 355 ؛ ابن سينا ، 714 . منظور از « شعر » در پزشكى بيشتر موى انسان است .
608 . شعر الغول 1
نباتى است كه با بيخ از زمين برخاسته شود ، لون او سرخ باشد كه به سياهى زند .
كندى 2 گويد : در قعر دريا نباتى است كه او را شعر الجن 3 گويند 4 .
( 1 ) .
Asplenium trichomanes L .
؛ ابو منصور ، 357 ؛ ابن سينا ، 709 ؛
I , Dozy
، 736 ؛ عيسى ، 3 25 . يا
Adiantum capillus veneris L .
؛ ميمون ، 182 ؛
I , Dozy
، 763 ؛ عيسى ، 1 6 ؛ نيز قس . شمارهء 609 . نام عربى به معناى « موى غول » است و گمان مىرود كه معادل
capillus Veneris
لاتين ( « پر سياوشان » ) باشد .
مهيرهوف « موى مدوز » ( «
cheveux de Meduse
» ) ترجمه مىكند ، ميمون ، 182 .
( 2 ) . نيمى از واژه پاك شده است .
( 3 ) . شعر الجنّ « موى ديو ، غول » .
( 4 ) . سپس از خواص درمانى شعر الغول سخن مىرود و در پايان گفته شده است : « ديسقوريدس گويد شعر الغول نباتى است كه او را « حاشا » ( ؟ نك . شمارهء 283 ) گويند . اطيوس گويد شعر الغول پر سياوشان [ نك . شمارهء 139 ] را گويند . »
609 . شعر الجبّار 1
ابن سرابيون گويد : شعر الجبار ، پر سياوشان را گويند .
پولس در كتاب خود ذكر فولوطرخيس 2 كرده است و ابو الخير از او به شعر الجبار عبارت كرده است . پر سياوشان در موضع او تقرير كرده آمد .
( 1 ) .
Adianthum capillus veneris L .
؛ سراپيون ، 75 ؛ ميمون ، 182 ؛
I , Dozy
، 763 ؛ عيسى ، 1 6 .
( 2 ) . نسخهء فارسى : فوطوسيس ، بايد خواند فولوطرخيس ، ديوسكوريد ،
IV
، 103 : فولوتريخن - يونانى ؛ غافقى ، 167 ؛
I , Low
، 11 .