درمانى ، هيچ اطلاعى ديگر به دست نمىدهد .
603 . شحم الارض 1
ابن ماسويه گويد : شحم الارض قسط را گويند .
جاحظ 2 گويد : شحمة الارض را شحمة الرمل 3 نيز گويند . جرم اين [ حيوان ] سپيد بود و در نظر خوب نمايد . برو نقطههاى سرخ و زرد باشد و پنجهء 4 زنان را به اين معنى به او تشبيه كنند . او از عظايه در عرض زيادت باشد و از جملهء خزندگان 5 به صورت خوبتر باشد . عادت او آن باشد كه چنانكه ماهى در آب غوطه خورد و سياحت كند ، او در خاك و ريگ همچنان كند .
معنى لفظ « شحم » به لغت پارسى پيه باشد و انواع پيه حيوانات بسيار است و در هريك خاصيتى ديگر است 6 .
( 1 ) . به عربى « پيه زمين » ؛ در اينجا سمندر خالدار -
Salamandra maculosa Lour .
؛ ميمون ، 402 ؛
Lane
، 513 ؛
II , Dozy
، 603 . كرم زمين را نيز با اين نام مشخص مىكنند ( قس . شمارهء 94 ، يادداشت 2 و شمارهء 389 ، يادداشت 3 ) و همچنين برخى از گياهان را مانند كماة ( قس . شمارهء 919 ) و
Garcinia I , Dozy ; mangostana L .
، 732 .
( 2 ) . نسخهء فارسى حاحظ ، بايد خواند جاحظ .
( 3 ) . شحمة الرمل - « پيه ريگ » .
( 4 ) . نسخهء فارسى : كف دست .
( 5 ) . جنبدگان .
( 6 ) . سپس از خواص درمانى پيه حيوانات گوناگون سخن مىگويد : خوك ، بز ، مرغابى ، مرغ خانگى ، خروس ، شير ، گاو ، خرس ، ماهى ، الاغ ، كوهان شتر ، گوزن و روباه .
604 . شقاقل 1
شقاقل بيخ گزر دشتى را گويند و « دوقو » تخم او را گويند . او را از سمرقند به اطراف برند . به هندى او را كيركاكول 2 گويند .
( 1 ) .
Malabaila sekakul Russ .
يا
M . pumila Rois
يا
Pastinaca schekakul Russ .
. شقاقل ممكن است به معناى .
Eryngium campestre L .
نيز باشد ؛ سراپيون ، 449 ؛ ابن سينا ، 697 ؛ ميمون ، 361 ؛
III , Low
، 450 ؛ عيسى ، 17 135 . اين عنوان در
Picture
، 125 درج شده است .
( 2 ) . محيط اعظم ،
II
، 123 : كاكول .