تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
( 3 ) . حلاد قاصرى ، قس . شمارهء 61 ، يادداشت 11 . ( 4 ) . اشنان گازران ، قس . شمارهء 61 ، يادداشت 12 .

335 . حرشاء 1

. . . آن از [ نوع ] ترب است 2 . ريشه‌اش كلفت نيست . ابو حنيفه 3 : اين خردل دشتى است . ( 1 ) .
Sinapis arvensis L .
؛ ميمون ، 400 ؛
I , Dozy
، 271 ؛ لسان العرب ،
VI
، 281 . اين عنوان نيز در حاشيهء نسخهء الف نوشته شده و در نسخه‌هاى پ و فارسى حذف شده است . ( 2 ) . من الفجل ، و پيش از آن يك واژهء ناخوانا . ( 3 ) . ابو حنيفه ، 234 .

336 . حزنبل 1

اين دارويى است كه در برابر زهرها به ويژه از نوع مهلك آنها بسيار سودمند است . در كوه‌هاى تركستان يافت مىشود . ( 1 ) .
Myriophyllum
( ابو منصور ، 165 ) يعنى
Achillea millefolium L .
- بومادران . اكثر فرهنگ‌ها با نشانه‌گذارى ، حزنبل مىنويسند ( لسان العرب ،
XI
، 151 ؛ بيطار ، 668 ؛ بارانف ، 213 ) ، اما
I , Dozy
، 282 : خزنبل . اين عنوان در حاشيهء نسخهء الف نوشته شده و در
Picture
، 117 زير عنوان نادرست « حرمل » درج شده است .

337 . حزاء 1

الخليل مىگويد : [ حزا ] با الف كوتاه [ نوشته مىشود ] ؛ اين گياهى شبيه كرفس و از سبزىهاى حرّ 2 است يعنى آنها را همان گونه كه هست ، بدون پختن و نه با چيزهاى ديگر ، مىخورند . ابو على بن مسكويه : حزا همان دينارويه 3 است و اين سبزى صخره‌اى است كه فقط در كوه‌ها و شنزارهاى بسيار خشك مىرويد ؛ شيره‌اش را بايد مكيد و تفاله‌اش را دور ريخت . صهاربخت مىگويد كه اين دينارويه است . [ مؤلف ] ديگر مىگويد : اين گياهى دشتى است با برگ‌هايى پهن‌تر از كرفس . الطاهر بن محمد مىگويد : [ حزا ] تره‌اى است كه مردم هرات جاخر 4 و جعفر 5