تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
مىنامند . مردم هرات آن را جغش الهرويه 6 نيز مىنامند . ابو سعد الجرجانى مىگويد : [ حزا ] همان جعفريه 7 در جرجان است ؛ اما اين كرفس رومى 8 است . ابو حنيفه مىگويد 9 : شيره حزا را براى راندن « باد » مىنوشند ، نيز با آن بخور مىدهند و آن را [ به گردن ] كودكان مىآويزند ، زيرا عرب‌ها مىپندارند كه جن‌ها در خانه‌اى كه حزا باشد ، وارد نمىشوند . مىگويند كه اين سداب دشتى با بوى نفرت‌انگيز است و آن از داروهاست . از اشارات عرب‌ها برمىآيد كه [ حزا ] همان چيزى است كه پارسيان « زوفرا » 10 مىنامند . برگ‌هايش به برگ‌هاى سداب مىماند اما نه اين‌چنين سبز . ( 1 ) . معمولا
Anethum graveolens L .
( ميمون ، 279 ؛ عيسى ، 10 17 ) يا
Anethum silvestre
( ابو منصور ، 145 ) يعنى شويد است . « حزا » در بسيارى از منابع همان زوفرا -
Echinophora tenuifolia L .
است ؛ نك . شمارهء 508 . ( 2 ) . من احرار البقول . ( 3 ) . دينارويه ، قس .
I , Vullers
، 957 ؛
I , Dozy
، 464 : دينارويه ؛ نسخهء فارسى و محيط اعظم ،
II
، 34 : دينارويه . ( 4 ) . جاخر ( ؟ ) ، نسخهء فارسى : « حزا گياهى است كه مردم هرات « جاير » گويند و در اصل « جعفر » بوده است » . شايد جافر يا جاپر بايد خواند . ( 5 ) . جعفر . ( 6 ) . جغش الهرويه ، قس .
I , Vullers
، 518 . ظاهرا اين‌جاى متن تحريف شده است : دو بار تكرار شده « مردم هرات آن را . . . مىنامند » ، وانگهى بار دوم در حاشيهء نسخهء الف . ( 7 ) . الجعفرية . ( 8 ) . الكرس الرومى ، بايد خواند الكرفس الرومى . ( 9 ) . ابو حنيفه ، 235 . ( 10 ) . دوراء ، ابو حنيفه ، 235 : الدوراو ، بايد خواند زوفرا ( نسخهء فارسى ) ، قس . شمارهء 508 .

338 . حزاء اخرا 1

- حزاء ديگر يكى از عرب‌ها مىگويد : [ حزا ] در نزد ما گياهى است كه دو ارش روى ساقه بلند مىشود ، برگ‌هاى تاب‌دارش 2 به درازى يك انگشت است . سبزى آنها در خشكسالى افزايش مىيابد ، كناره‌هاى آنها همانند برگ‌هاى باز نشده غلات ، نازك است . 4 هيچ [ حيوانى ] آن را نمىخورد اما اگر شتر اشتباها آن را با علف بخورد ، او را درجا مىكشد و
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 443 | أبو ريحان البيروني / باقر مظفرزاده